خود ، معجزه اى آشكار همچون قرآن را آوردهام ، و با اينكه به زبان خود شماست همهء نوع بشر از عرب و غير عرب از ايستادگى و مخالفت در برابر آن عاجز و ناتوانيد ، و به همين خاطر قرآن حجّتى آشكار بر شماست . و پس از آن هيچ سفارشى به خدا نمىكنم ، و بر پيامبر جز رساندن آشكار پيام به معترفين به حجّت صدق و آيت حقّ او نيست ، و پس از اتمام حجّت ، ديگر رسول حقّ ندارد بدلخواه ديگران و مطابق هوى و هوس مردم از خداوند معجزات ديگرى بخواهد ، و در راه اثبات دعوى خود از مخالفين تبعيّت كند . در اين هنگام جبرئيل عليه السّلام نازل شده و گفت : اى محمّد ! خداوند والامقام پس از ابلاغ سلام مىفرمايد : من تمام معجزات درخواستى قوم را ظاهر مىكنم ، تا جاى هيچ عذر و بهانه اى باقى نماند ، اگر چه اينها - جز گروهى كه خودم حفظشان كنم - بر كفر و عناد خود باقى خواهند ماند . پس به درخواستكنندگان معجزهء نوح بگو : به جانب كوه ابو قبيس رويد ، و در دامنهء همان كوه ، معجزه را خواهند ديد ، و هنگام رسيدن مرگ دست بدامن اين و دو كودكى كه روبرويش هستند شويد . ( 1 ) و به طالبان معجزهء ابراهيم عليه السّلام بگو به هر سمت از اطراف شهر مكَّه كه خواستند ،
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 64
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٦٤
هامش
( 1 ) الظَّاهر انّ المراد بهما : علىّ بن ابى طالب ( عليه السلام ) و زيد بن حارثه بن شراحيل ( رضى اللَّه عنه )