صخر بن حرب و سهيل بن عمرو .
سهيل گفت : ما رحمان و رحيم را نمىشناسيم ، و قبول نداريم كه تو رسول خدايى ، ولى به جهت تجليل و احترام از شما به اينكه نام شما مقدّم بر اسامى ما باشد حرفى نزديم ، اگر چه سنّ ما و پدرانمان از سنّ تو و پدرانت بيشتر بود .
پس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به من فرمود : به جاى « * ( بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ ) * » بنويس :
« بسمك اللَّهمّ » ، و به جاى « محمّد رسول الله » بنويس : « محمّد بن عبد الله » و من نيز اطاعت امر نموده و انجام دادم ، سپس رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به من فرمود : « براى تو نيز چنين جريانى پيش خواهد آمد و اجبارا موافقت خواهى كرد » ! ! .
و به همين منوال من نيز در صلحنامهء ميان خود و معاويه و عمرو عاص نوشتم : « اين صلحنامه اى است ميان أمير المؤمنين و معاويه و عمرو عاص » و آن دو معترضانه گفتند : اگر ما با اعتقاد به اينكه تو أمير المؤمنين هستى با تو بجنگيم در حقّ تو ظلم و ستم روا داشتهايم ، پس لازم است بجاى كلمهء « أمير المؤمنين » بنويسى « علىّ بن ابى طالب » من نيز عنوان أمير المؤمنين را پاك كرده و نام خود را نوشتم ، همانطور كه پيامبر براى خود كرد . پس هر وقت اين را نپذيريد منكر جريان پيامبر شده عمل او را نيز قبول نخواهيد كرد .
الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 407
مساهمون: أحمد بن علي الطبرسي
ص٤٠٧