تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
ميكرديم و زمين را رخصت مىداديم تاخير و بركات خود را برون اندازد ، و لكن چون مردم تكذيب آيات الهى كردند و به اعمال زشت پرداختند ما هم بر ايشان تنگ گرفتيم و به سبب كردار قبيح و عصيان ايشان را معاقب و مأخوذ داشتيم - اعراف : 96 » و كسانى كه از اين جماعت مرتكب ظلم و ستم شدند به زودى جزاى اعمال بدشان به آنان مىرسد ، چه آنان از تحت قدرت و نفوذ ما خارج نيستند و ما از گرفتنشان عاجز نيستيم . آهاى همگى گوش كنيد ! زودا كه روزگار عجائب خود را به شما نمايش دهد ! و اگر متعجّب شديد اين از عجيب بودن گفتارشان است ! اى كاش مىدانستم كه اين مردم به چه بناى بلندى تكيه كرده ، و متمسّك چه دستگيره اى شده ، و هتك حرمت چه ذرّيّه اى را نموده و ايشان را مقهور و مغلوب ساخته‌اند ، بد مولايى است مولايشان و بد دوستى است دوستشان ، و ظالمان مبادله اى بسيار بد كردند [ كه أمير المؤمنين را خانه نشين كردند ] درد را دوا ، و مرض را شفا ، و گلخن را گلشن ، و ظلمت را نور ، و سياه چال را كوه طور پنداشتند ، به خاك ماليده باد بينىهاى گروهى كه گمان مىكنند كه كار نيكو مىكنند ، آگاه باشيد كه آنان مفسدانند و لكن خودشان نمىدانند ، واى بر آنان آيا آنكه به سوى حقّ راهنمائى مىكنيد به تبعيّت و پيروى شايسته تر است يا آنكه به حقّ راه نمىنمايد و خود نيز نيازمند هدايت است ؟ شما را چه مىشود ؟ چگونه حكم مىكنيد ؟