تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الاحتجاج ( فارسي ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
فرمود : « كداميك از شما حاضر است با من همراهى نموده و وصىّ و خليفهء من بوده و وعده‌هاى مرا برآورده و ديون مرا بپردازد ؟ » ، با شنيدن اين كلمات همهء شما بجز علىّ كنار كشيديد ، و پيامبر صلَّى الله عليه و آله خطاب به علىّ فرمود : تنها تو شايستهء اين مسئوليّت مىباشى . عبّاس گفت : [ اگر تو به اين سخنان معترفى ] چگونه در اين جايگاه نشسته اى و بر علىّ سبقت جسته و امير او گشته اى ؟ أبو بكر گفت : مرا معذور بداريد اى فرزندان عبد المطَّلب . 44 - رافع بن ابى رافع گويد : يك وقتى با أبو بكر در راهى همسفر بودم ، در راه از او پرسيدم : اى أبو بكر به من چيزى بياموز كه خداوند بدان واسطه مرا سود بخشد ! گفت : خودم نيز چنين قصدى داشتم اگر چه تو نمىخواستى : هرگز براى خدا شريكى قرار مده ، و نماز را بپاى دار ، و زكات را بپرداز ، و ماه رمضان را روزه بگير ، و حجّ و عمره را ترك مكن ، و هرگز رياست و فرمانروايى بر دو مسلمان را قبول مكن ! . به او گفتم : آنچه در باب ايمان و نماز و زكات و روزه و حجّ و عمره گفتى ، همه را نديدم كه بتواند نزد رسول خدا صلَّى الله عليه و آله به قلل شرف و بىنيازى و عزّت و منزلت صعود كند مگر توسّط [ امتحان در ] همان امارت و رياست ! .