تباه مىشد . » « 1 » كه مراد گواهان هستند كه مال و جان و آبروى مردم به وسيلهء شهادت آنان حفظ مىشود و اجراى احكام به سخن ايشان صورت مىگيرد .
در حديث آمده كه رسول خدا فرمود : « گواهان را گرامى بداريد ، زيرا خداوند به وسيلهء ايشان حقوق را استيفا مىكند و ستم را از ميان مىبرد . » « 2 » به شهادت گواهان است كه دشوارى رفع مىشود و آن پايهء فضيلت است .
حكومت كاردار ثابت نيست مگر به عدل ، و حكم قاضى و فتواى مفتى در صورتى قابل اجراست كه عادل باشند . خليفه و سلطان و قاضى به سخن گواهان اعتماد مىكنند و با گفتار دو تن گواه كسى كشته مىشود ، زنى حلال مىگردد ، گمراهى به هدايت تبديل مىيابد و اموال منتقل و حدود واجب مىشود ، و كسى حق مخالفت با ايشان ندارد .
ازاينرو بر گواه عاقل ، واجب است كه از احكام شهادت آنچه را مورد نياز است كار بندد و آداب آن را بداند و در اين راه از خدا يارى جويد ، و مبادا از كسانى باشد كه مقام گواهى را براى رياستطلبى و فراهم آوردن ثروت يا براى انتقامجويى از دشمن و برترى به همگنان و تكبر و مباهات مىخواهند كه اينچنين كسان مورد خشم خداوند قرار مىگيرند .
پس كسى كه شغل شهادت را مىپذيرد ، وظيفهء بسيار خطيرى را بر عهده مىگيرد . چه بسا ممكن است در امرى ناروا از روى نادانى شهادت دهد و خود هلاك شود و ديگران را نيز هلاك كند ، يا شهادت دروغ بدهد و گرفتار عذاب خدا گردد .
عادل در شرع كسى است كه سه صفت در او گرد آيد : درستى دين
هامش
( 1 ) - قوله تعالى :« وَ لَوْ لا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ الْأَرْضُ »( قرآن سورهء 2 « بقره » آيهء 251 ) .
( 2 ) - قال ( ص ) : « اكرموا الشهود فان اللّه يستخرج بهم الحقوق و يدفع بهم - الظلم » .