يا طشت و جز آن بسازند به هنگام افتادن مانند شيشه زود مىشكند .
و محتسب نبايد اجازه دهد كه طشت مفرّغ « 1 » ( ؟ ) بسازند مگر آنكه محكم باشد چنان كه اگر بيفتد آسيب نبيند .
مس را ضريبههايى ( درصدها ) است : حمراء بزرگ 5 / 2 رطل به رطل مصرى ، و سلطانيه 5 / 1 رطل ، سفريه 2 / 1 1 رطل ، چينى 4 / 1 2 رطل ، چراغ 6 رطل ، چراغ پايه 8 رطل ، قالب هناب ( ؟ ) 9 اوقيه و طبق مفرغ يك دست 4 / 1 2 رطل است .
آهنگران
آهنگران نبايد كارد و مقراض و كلبتين ( انبر ) و مانند آن را از نرم - آهن « 2 » بسازند ، زيرا قابل انتفاع نيست و بعضى آن را به نام فولاد به مشترى عرضه مىكنند كه تدليس است و ميخهاى كج و دور انداخته را به ميخ تازه نياميزند بلكه آنها را رنگ زنند و جدا دارند تا موجب اشتباه نشود .
محتسب بايد در ساختن انواع ميخ و بيل و كلنگ و گاوآهن و همهء ابزارهاى آهنى مراقبت كند و متقلب را تعزير كند و برملا سازد و اگر تكرار كند از ميان مسلمانان تبعيدش كند .
هامش
( 1 ) - مفرغ در مقابل مسكوك است مثلا درهم مفرغ درهمى است كه در قالب ريخته شود اما مسكوك نباشد . ر ك : اقرب الموارد .
( 2 ) - در متن « ارمهان » است ، در فهرست لغات كتاب به معنى نرم آهن آمده و بىشك مصحف نرم آهن است . دزى در ذيل قواميس العرب گويد : « نرم آهن لغة يعنى آهن نرم ، معرب آن نرماهن و آن به نوعى از آهن نرم اطلاق شود » نظامى گويد :تو در من چه نرم آهنى ديدهاى * كه پولاد او را پسنديدهاى( حاشيهء برهان قاطع مصحح دكتر معين ) .