قطرات عرق مانع باشد . . . و چون به هنگام روز خمير گيرد كسى را نزد خود بگمارد كه مگسپران به دست گيرد و مگسها را براند « 1 » » .
دربارهء دادوستد ، محتسب را از تعيين بها براى كالاهاى فروشندگان باز مىدارد و حتى به امام و كاردار نيز اجازهء تصرف و مداخله در اين كار نمىدهد جز در سالهاى قحط « 2 » . در مورد احتكار مؤلف معتقد است كه محتسب بايد محتكر را به فروش كالا مجبور كند . همچنين منع مىكند از اينكه كسى به پيشواز كاروانى كه كالا به شهر مىآورد برود و به كاروانيان بگويد كه كالاى ايشان در شهر كساد است تا آن را به بهاى ارزانترى بخرد « 3 » .
دربارهء سد معبر مىگويد : فروشندگان حق ندارند كه در كوچههاى تنگ بنشينند يا مصطبهء دكان خود را از پايههاى سقف بازار به گذرگاه بيرون كنند تا راه بر رهگذران تنگ نباشد « 4 » ، و فروشندگان بايد كالاها را در ظروف سربسته نگاه دارند تا از مگس و حشرات و موش و خاك و غبار و جز آن محفوظ ماند « 5 » .
دربارهء لباسشويان مىنويسد : محتسب بايد مراقبت كند كه لباسشويان پارچههاى مردم را ندزدند و خود يا كارگرانشان آنها را نپوشند و به رهن ندهند ، و هر پارچهاى را به نام صاحبش بنويسند تا مخلوط نشود « 6 » . دربارهء مساجد ، محتسب را موظف مىداند كه همه روزه خادمان را به جارو كردن و پاك كردن مساجد وادارد و به نگاهبانان دستور دهد كه گدايان را به مسجد راه ندهند ، و پس از برگزارى نماز درهاى مسجد را ببندند و كسى در آنجا نخوابد و طعام
هامش
( 1 ) - همين كتاب ، ص 77 .
( 2 ) - همين كتاب ، ص 49 .
( 3 ) - همين كتاب ، ص 52 .
( 4 ) - ايضا ، ص 61 .
( 5 ) - ايضا ، ص 128 .
( 6 ) - ايضا ، ص 140 .