گرفته بسر مىبرند . اين مردم معمولا عادت دارند كه با اغنام و احشام خود فصول گرم را در ارتفاعات به سر برند و كسانى كه نمىتوانند به ييلاق بروند گوسفند و ساير دامهاى خود را به گالشها يا چوپانها مىسپارند تا از آنها نگهدارى كنند .
چوپانها پشم و نيم من كره و گالشها يك من كره به مالكين مىدهند .
ساكنان كوهها از مردم دشتها مرفهتر و آسودهتر هستند . شكايتى كه معمولا در نقاط ديگر از فقر دارند در اينجا كمتر شنيده مىشود . اين مردم شكار گران دلير و بىپروائى هستند . سرزمين آنها پر از ببر و پلنگ ( وجود پلنگ مورد ترديد است ) و خرس و گرگ و روباه و شغال و ساير درندگان است و در دشتها يا لات سفيد رود هزاران خرگوش و از پرندگان قرقاول و كبك فراوان ديده مىشود .
در نواحى مرتفع مار و افعى و ساير خزندگان سمى ، و در دشتها عقرب و رتيل وجود دارد . بادهاى شديد اين ناحيه بىاندازه نامطبوع است و من به ياد دارم ميزان الحرارهاى كه همراه داشتم در روز 14 جمادى الاول 1275 ( 22 دسامبر 1851 ) درجهء 132 فارنهايت يا 55 درجهء سانتيگراد را نشان مىداد .
شغل عمدهء اهالى كشاورزى است . برنج و گندم سفيد در اينجا به عمل مىآيد . پرورش درخت زيتون و همچنين توت براى تربيت كرم ابريشم در اين سرزمين مرسوم است . زيتون را به مصرف روغن كشى و صابون سازى مىرسانند . در ويايه سابقا كارخانهاى براى روغن كشى وجود داشته ولى از زمانيكه حقوق گمركى ورود روغن زيتون از روسيه برداشته شد كارخانه تعطيل گرديد . روغنى كه مردم از زيتون به دست مىآورند فقط به نواحى مجاور فرستاده مىشود . درخت گردو و خرمالوى وحشى بنام « اربا » در اين منطقه فراوان است ، و ميان ليافو و حليمه جان درخت شمشاد فراوان ديده مىشود .
ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 315
مساهمون: ياسنت لويى رابينو
ص٣١٥