ايران نوشته مىشد .
تركها اخيرا به قسمت علياى سفيدرود قزل اوزن نام دادهاند .
مستوفى مىگويد كه اين رود را در زمان او مغولان هولانمولان
Hulanmulan
يا به طور دقيقتر اولانمورن
Ulanmoren
يا به زبان مغولى سرخ رود مىگفتند ، و حاليه هم قسمتى از سفيد رود را قزل اوزن مىنامند كه به زبان تركى همان سرخ رود است .
مستوفى مىنويسد كه سفيد رود از ارتفاعات كردستان از كوهى به نام بشبارماغ
Besbarmaq
( پنج انگشت ) سرچشمه مىگيرد . بناى پلى در منجيل بر رودخانهء سفيد رود مشكل و احتياج به پول بسيارى داشت . الئاريوس در سال 1048 هجرى ( 1638 ميلادى ) متذكر شده است كه در آنجا پلى با شش پايه مشاهده نموده است كه هر پايهاى داراى اطاق و مطبخ و غيره بوده است . تا نزديك آب با پا پائين مىروند و يك كاروان مىتوانست در زير پل مسكن بگيرد .
اما يك قرن بعد هنگاميكه هنوى از رشت به قزوين مىرفت ناچار شد با قايق از سفيد رود عبور نمايد .
سرگرد ارسيتاد
Arsitad
در سال 1253 هجرى ( 1837 ميلادى ) گفته است كه پل داراى هفت طاق بوده و در دورهء صفوى بنا گرديده ولى در زمان حكومت نادر ويران شده است . اين پل در حدود چهل سال پيش از مسافرت ارسيتاد وسيلهء سليمان خان قاجار حاكم قديمى گيلان تعمير گرديد و زمانيكه تاد در سال 1831 آن را ديد دو طاق آن كنده شده بود و از پايهء آنها براى عبور از پل استفاده مىكردند . در فاصلهء سالهاى 77 - 1267 هجرى ( 60 - 1850 ميلادى ) مردى از رودبار به نام حاجى ملا رفيع شريعتمدار كه پسر يك مكارى بود و بعدها يكى از پيشوايان بزرگ مذهبى گيلان گرديد پل تازهاى روى اين رود ساخت كه از نظر ايرانيها بسيار زيبا و داراى معمارى