تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 294

مساهمون:

ص٢٩٤
اميره حسام الدين فومنى بوسيلهء شيخ نجم رشتى امير الامراء دربار فرمانى كه طبق آن بايد لشته‌نشا توسط سلطان احمد خان به او تسليم شود دريافت نمود ، ولى سلطان احمد خان به اين عنوان كه نمىتواند شيعيان را در قلمرو يك حاكم سنى نگهدارد از اين دستور سرپيچى نمود . سال بعد اميره حسام الدين لاهيجان را غارت كرد ، و در بازگشت تصميم گرفت كه ساكنين لشته‌نشا را به رشت منتقل نمايد . اهالى لشته‌نشا با زن و بچه‌هاى خود عازم رودسر شدند و با اين ترتيب نقشهء او را خنثى نمودند . بعد از شورشى در سال 1003 ( 95 - 1594 ميلادى ) شاه عباس دستور قتل عام لشته‌نشا را صادر نمود اما درويش محمد خان اوروملو حاكم لاهيجان به آنها سه روز مهلت داد تا مساكن خود را ترك گويند . بعد از آن مهلت هر كس كه در آنجا پيدا شد به قتل رسيد و لشته‌نشا تسليم غارت و چپاول سربازان گرديد . افراد طايفهء اژدر و چپك
Capak
( يا اژدها بند و چپكه بند ) براى احراز مقام وكيل السلطنه و صاحب اختيارى بيه پيش رقيب هميشگى شده بودند و اين امر به مبارزات خونينى انجاميد تا اينكه در 1021 در دوره‌اى كه بهزاد بيگ وزير گيلان بود دستورى در مورد كوچاندن اين دو قبيله به سيلاخور دريافت نمود . زمين آنها به بهاى نازلى به سود سلطان خريدارى گرديد و از اين دو قبيله عدهء زيادى در اثر ناسازگارى آب و هواى سيلاخور به هلاكت افتادند و عده‌اى هم كه فرار كرده و دوباره به گيلان بازگشته بودند به محض شناخته شدن به قتل رسيدند . از اصل اين دو قبيله كه در حدود سه قرن در لشته‌نشا اقامت داشتند اطلاعى در دست نيست . در سال 1038 ( 29 - 1628 ميلادى ) بعد از شورشى كه وسيلهء غريب شاه انجام گرفت دوباره لشته‌نشا وسيلهء سربازان دولتى غارت شد و اهالى