تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايات دارالمرز ايران ( گيلان ) ( فارسى ) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢
نواحى گسكر ذكر مىكند . كوك « 1 » كه در 62 - 59 - 1160 هجرى ( 47 - 1746 ميلادى ) همراه سفير شاهزاده گاليتزين
Galitzine
به ايران مسافرت كرده مىنويسد : « شهر گسكر و سرزمينى كه به همين نام ناميده مىشود تحت ادارهء حكومت گيلان كه مركزش شهر رشت مىباشد قرار دارد . از چندى پيش اين ناحيه به سبب داشتن ابريشم خام ( لاس ) و الياف ابريشمى كه تهيه مىكند شهرت يافته اما شكنجه و فشار دوران حكومت نادر آن را به نابودى كشاند . نزديك اين محل آثار قلعه‌اى را مشاهده مىكنيم كه سابقا روسها براى جلوگيرى از هجوم راهزنان كوهستانهاى مجاور آن را بنا نموده بودند » . كلنل ترزل
Trezel
در سال 1224 هجرى ( 1809 ميلادى ) چنين گفته است : قصبهء گسكر داراى 400 خانوار طالش است . هستهء اصلى اين قبيله در منطقه‌اى به نام طالش در ميان راه رشت و اردبيل سكونت دارند . اين ناحيه در زمان آغا محمد خان قاجار احتمالا جزء مناطق اشغالى اين شاه نبوده است و در زمان سلطنت جانشين او به نام فتحعليشاه تحت حكومت شاه شناخته شد آن هم به شرطى كه حاكم آنجا را از مردم همان ناحيه انتخاب كنند . هنگامى كه شاه يكى از نجباى گيلان را به عنوان حكومت به آن منطقه فرستاد ، مردم براى اينكه مانع ورود او به گسكر شوند به مقابلهء او شتافتند . حاكم جديد به تهديدهاى آنها توجهى نكرد و خواست تا از مركز گسكر بگذرد ، ولى گلوله‌هائى كه از ميان درختها شليك شد او را متوقف نمود « 2 » . آنها از ميان خود يك نفر را به عنوان
هامش
( 1 ) -( Voyages and Travels through the persia , Russian Empire - etc Edinburgh , 1770 . Dr . i . Cook )( 2 ) - تاريخ اين واقعه با مرگ حسينقلى خان كه اين نوشته اشاره‌اى به او مىباشد توافق دارد .