معنى اين كلمه بتازى : رب رابح هو خاسر وعن كل مدارع ( 1 ) المنافع
حاسر ( 2 ) .
معنى اين كلمه بپارسى : بسيار سودها باشد كه باز گشت آن به زيان بود واز آن
غرامت افتد ومردم هردم از آن رنج ونقصان بيند ، شعر :
اى بسا مرد سود جوينده * گه قدم در ره مخوف ( 3 ) نهاد
عاقبت چون به دستش آمد سود * أو از آن سود در زيان افتاد
كلمهء هفتاد ودوم - رب طمع كاذب .
بساطمع كه آن دروغ بود .
معنى اين كلمه بتازى : رب طمع كبرق خلب لا يرى صدقه ولا يرجى
ودقه .
معنى اين كلمه بپارسى : بسا طمع كه مردم را افتد وبسا اميدها كه دل أو در آن
بسته شود وعاقبت آن طمع دروغ وآتش آن اميد بي فروغ باشد واز آن طمع هيچ
ثمر ه واز آن اميد هيچ فايده نيابد ، شعر :
در طمع دل نبست بايد هيچ * كه طمع بيشتر دروغ بود
آتشى كان طمع برا فروزد * كي زخا كسترش فروغ بود
كلمهء هفتاد وسيم - البغى سائق إلى الحين .
ستم كردن راننده است بهلاك .
هامش
( 1 ) - مدارع جمع مدرعه است كه بمعنى دراعه مىباشد كه يك نوع پوششى است .
( 2 ) - حاسر بمعنى بي سلاح است ودر اينجا به اعتبار " مدارع " بمعنى بي لباس به كار رفته است
يعنى ازهى نوع لباس منفعت وجامهء خير وسود عارى وبرهنه است از قبيل :
" قد أصبحت أم الخپار تدعى * على ذنبا كله لم أصنع "
( 3 ) - در أقرب الموارد گفته : " ( أمر مخوف ) يخاف مفه و ( طريق مخوف ) يخاف
فيه ، و ( حائط مخوف ) يخشى ان يقع " در منتهى الإرب گفته : " طريق مخوف را بيمناك
ونگويند : طريق مخيف لان الطريق لا يخيف وانما يخيف قاطعها ، وحائط مخيف بفتح الميم
ديوار كه بترسند از افتادن وى برمردم " .