و هر كس نداند [ 1 ] كه اگر مهربى گيرد يا ملجاى سازد از حضرت قدس و درگاه جبروت بايد ساخت و به دو بايد پناهيد و عافيت ازو بايد خواست ، و تكيه بر كلاءت و حراست او بايد زد ، و بهمّت نيك و آيين خوب و سيرت پسنديده تمسّك بايد كرد ، چنان كه پادشاه عادل مؤيّد مظفّر منصور مجاهد مرابط جمال الدّولة و الدّين ناصر الإسلام و المسلمين الغ باربك أعزّ اللّه أنصاره « 1 » كه درين ايّام كه از حوادث آن شمّهاى شرح داده شد بسبب عدل و انصاف و ميل او بابواب خيرات خداى تعالى او را و فرزندان او را از آفات نگاه داشت و از طوفان اين قران خونخوار و روزگار غدّار به جودى نجات رسانيد [ 2 ] .
و يك لطيفه از لطايف كه بارى تعالى در حقّ اين پادشاه - كه هميشه مؤيّد و منصور باد - كردست حكايت باز كنم تا مصداق اين مقدّمه و مقرّر اين كلمه باشد و روشن شود كه نيكى به هيچ حال ضايع نماند ، و احسان هرگز بىبر نگردد ، چنان كه نصّ قرآن بدان ناطق است [ 3 ] :
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِيعُ [ 4 ] أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا
« 2 » .
در اين ايّام مخالفت و غيظ و غصّهء سلطان طغرل از حشم اتابكى و غلوّ او در قهر و استيصال ايشان ، اين پادشاه در دست او أسير شد و طمعها ازو منقطع گشت و وجه خلاص و اميد نجات بسته ماند و آزاد و بندهء او ازو نا اميد شدند و لحظه بلحظه از خوف وقوع محذور و سطوت آن متجبّر موتور هوش از تنها مىرفت و قرار از
هامش
[ 1 ] - شع : بداند
[ 2 ] - مب ، صو : + و سالها تمتع و برخوردارى يابد ان شاء اللّه
[ 3 ] - مب ، صو ، لد : واردست
[ 4 ] - شع : لنضيع
( 1 ) اعز اللّه . . . : خداوند ياران او را پيروز كناد .
( 2 ) ان الذين . . . : ايشان كه بگرويدند و نيكىها كردند ، ما ضايع نكنيم كردار آن كس كه كار نيكو كرد ( قرآن سورهء 18 « كهف » آيهء 30 ) .