تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فلاح السائل ( سائل رستگار ) ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
شيطانا مريدا برحمتك يا ارحم الرّاحمين و لا حول و لا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم و صلّى اللّه على محمّد و آله و سلّم تسليما « 1 » ؛ منزّه است آن‌كه عزّتش در اوج و جلالش بىنهايت است . منزه است آن‌كه ملكش فاخر و ازلى است . سپاس خدايى را كه در شناسايى او به هرجا رسيدم و هركار كه براى او كردم و هرچه شوق به ذات اقدسش ورزيدم و هرچه امرش را اطاعت كردم ، همه به نعمت اوست . سپاس خدايى را كه مرا چنان قرار نداد كه منكر چيزى از كتابش باشم يا در امر او سرگردان شوم . سپاس خدايى را كه مرا به دينش هدايت كرد ، تا غير او را نپرستم . خدايا ، از تو مىخواهم كه در گفتار و كردار چون توّابان و در نجات و ثواب چون مجاهدان و در تصديق و توكّل چون مؤمنان باشم . خدايا ، در هنگام مرگ راحت و هنگام حساب امنيّت مىخواهم . مرگ را بهترين غايبى كه انتظارش را مىكشم و بهترين واردشونده‌اى كه بر من وارد مىشود ، قرار ده . خدايا به هنگامى كه مرگ فرامىرسد و بر من نازل مىشود و در شدايد و سختيهاى مرگ و در آن هنگام كه جان به سينه‌ام و از آنجا به گلويم مىرسد و در حالى كه از دنيا خارج مىشوم و در آن ساعتى كه هيچ نفع و ضرر و هيچ گرفتارى و آسايشى در اختيار من نيست ، پيش از آنكه جانم را بگيرى و روحم را دريافت كنى و ملك الموت را بر گرفتن جانم مسلّط نمايى ، نسيمى از رحمت و بهره‌اى از رضا و مژده‌اى از كرامتت - پروردگارا - با مژده‌هايى از سوى خود كه از غير تو نيايد ، روزى من كن ؛ مژده‌اى كه دلم را خنك ، جانم را شادمان ، چشمم را روشن ، چهره‌ام را نورانى ، رنگم را درخشان و زيبا و قلبم را قرين آرامش كند و همهء اعضايم مژدهء آن را به‌هم دهند ، چنان‌كه هركس ببيند و هركس بشنود بر من غبطه خورد ؛ مژده‌اى كه سكرات مرگ را بر من سهل ، اندوهش را زائل ، شدّتش را آسان ، بيماريش را بر طرف ، غم و حسرتش را دور و مرا از افسوس و فتنه‌اش
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، ج 86 ، ص 66 ، ب 39 ، ح 4 .