تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 253

مساهمون:

ص٢٥٣
در بيان حقيقت جبروت " و " حقيقت محمديه " " گويند . اعتقاد فوق صوفيان ، مستقيما از اين گفتهء فلاسفهء اسلام پيدا شده كه گفته‌اند : " از يك فقط يك در وجود آيد " و " عقل كل " نيز به تعبير صوفيانه همان " حقيقت محمديه " است . اين نحوهء تلقى كه خلقت را به اتكاى ظهور و صدور قابل قبول مىداند ، كاملا مغاير اين اصل اسلامى است كه كائنات از عدم به وجود آمده است . لوح و قلم در اسلام موجوداتى هستند كه وجودشان ثابت ولى كيفيتشان نامعلوم است . اطلاق علم بدانها ، نتيجهء تعبيرى فلسفى است . از اين هم بگذريم كه در اسلام ، براى ذات بارى مقامى به نام " عشق " ابدا وجود ندارد « 1 » .
هامش
( 1 ) در تصوف ، علاقهء وجود مطلق يا ذات بارى به ظهور ، عشق ذات او به ذات خويش است كه اين را " حب ذاتى " نيز گويند . اين عشق موجب ظهور يعنى وجود عالم كه مظهر ذات الهى است ، گشته است . و حال آنكه در اسلام نه عالم از ذات بارى ظهورى دارد و نه ذات بارى عاشق ذات خويش است . حتى عشق ذات بارى به محمد ( ص ) نيز از ساخته‌هاى تصوف است . آيات زير از قرآن كريم است :" قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ "آل عمران ( 3 ) ، 31 ،" فَسَوْفَ يَأْتِي اللَّهُ بِقَوْمٍ يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ "مائده ( 4 ) ، 54" وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَنْداداً يُحِبُّونَهُمْ كَحُبِّ اللَّهِ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ "بقره ( 2 ) ، 165" إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ،إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ "، اما اين حب هيچ‌گاه به معنى " عشق " كه در تصوف به كار مىرود ، نمىتواند باشد . يكى از نامهاى ذات بارى " ودود " يعنى دوستدار است كه به صورت زير در آيهء كريمه به كار رفته است :" وَ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ إِنَّ رَبِّي رَحِيمٌ وَدُودٌ "هود ( 11 ) ، آيهء 90 . بديهى است كه ودود بدان معنى كه در بيت زير آمده به كار نرفته است :" كندى حسنون خوبلار شكلينده پيدا ايلدين * چشم عاشقدن دونوب صونرا تماشا ايلدين "ترجمهء منظوم آن :" حسن خود بر صورت خوبان تو پيدا كرده‌اى * پس به چشم عاشقان آن را تماشا كرده‌اى "
مولانا جلال الدين ( زندگانى ، فلسفه ، آثار وگزيده اى از آنها ) ( فارسى ) — صفحة 253 | عبد الباقى گولپينارلى / توفيق سبحانى