است . خلاصه ترديد نبايد داشت كه اين اثر از شمس نيست . آخرين بيت نسخهء صد و پنجاه بيتى چاپ هند كه به نظر بديع الزمان رسيده است ، چنين است :
" ز هجرت هفتصد و پنجاه و هفت است * حساب حاسبان تاريخ وقت است " « 1 »
سخافت و سستى بيت فوق هرچه واضحتر نشان مىدهد كه اين كتاب نبايد از آثار شمس باشد .
رسالهء سه صفحهاى پراكندهاى را كه متعلق به آقاى رائف يلكنجى كتابفروش ، « 2 » بود ، در استانبول مورد بررسى قرار داديم . اين رساله كه از حيث خط و كاغذ كاملا حديد است به خط نستعليق نوشته شده است . در بالاى صفحهء اول رساله اين عبارت به چشم مىخورد : " هذا كتاب شرح اسماء الحسنى " و بالاى آن نوشتهاند كه : " اين رساله را شمس تبريزى املاء كرده است " در اين رساله عربى ، اسماء بارى با مركب سرخ نوشته شده و شخص ديگرى زير اسمها خطى كشيده است و نامهاى : " الرحمن ، الرحيم و العالم " را كه از رساله ساقط شده بود ، به پايان رساله افزوده است . براى نمونه يكى دو سطر از رساله را نقل مىكنيم :
" هو الله العزيز ، لا إله الا هو . هركس اين نام را هر روز هزار بار بخواند ، خدا او را يقينا از مقربان خود كند . هر آنكس كه بعد از نماز ظهر صد و پنجاه و پنج بار آن را بخواند ، خداوند غفلت و نسيان را از وى زائل كند و بر دل او نيرو بخشد .
هركس صد و پنجاه و پنج بار بخواند ، رحيم و مهربان گردد " .
از اينكه ناگزير شديم از اين اثر بىمعنى كه بدون ترديد با افكار متعالى و بلند شمس تشابهى ندارد ، نام ببريم ، شرمندهايم و حرف ديگرى براى گفتن نداريم .
خاندان شمس :
نمىدانيم كه شمس پيش از آمدن به قونيه تأهل اختيار كرده بوده است يا
هامش
( 1 ) زندگانى مولانا جلال الدين ، ص 99
( 2 )Raif Yelkenci