اى على ، امّتم را [ در عالم ذرّ ] به من نشان دادند ، بطورى كه كوچك و بزرگ آنها را مشاهده كردم . ايشان ارواحى بودند كه هنوز اجسامشان آفريده نشده بود . من بر تو و شيعيانت گذشتم و براى شما طلب آمرزش كردم . سپس على عليه السّلام عرض كرد : اى رسول خدا ، در مورد آنها ( شيعيانم ) بيشتر برايم سخن بگوييد . پيامبر پذيرفت و فرمود :
اى على ، تو و شيعيانت از قبر بيرون مىآييد ، در حالى كه چهرههايتان همچون ماه شب چهارده مىدرخشد و سختيها از شما برداشته شده و ناراحتيهايتان از بين رفته و در زير سايهء عرش الهى آسوده خاطريد . مردم مىترسند و شما هراسى نداريد . مردم اندوهناك هستند و شما حزن و اندوهى نداريد . براى شما خوان كريمانهء حضرت حق را مىگسترانند ، در حالى كه مردم گرفتار حساب و كتاب اعمال خويشند .
حديث بيست و هشتم
محمّد قبطى گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه فرمود :
مردم فرمايش رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم را در بارهء على عليه السّلام در روز غدير خمّ فراموش كردند ، همان گونه كه سخن آن حضرت را در روز مشربهء امّ ابراهيم از ياد بردند . [ قضيهء آن چنين بود كه ] مردم به عيادت رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم مىآمدند و در اين هنگام ، على عليه السّلام نيز تشريف آورد و خواست نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم برود ، ولى جاى خالى نيافت .