[ پيشگفتار ]
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
و صلّى اللَّه على محمّد و آله الطّيّبين الطّاهرين و لعنة اللَّه على اعدائهم اجمعين خداوند سبحان و ذوات مقدّسهء محمّد و آل محمّد عليهم السّلام را بىحدّ و حصر شاكر و سپاسگزارم كه اين حقير عاصى را بار ديگر مورد لطف و مرحمت خويش قرار دادند تا اثر ديگرى از آثار ماندگار و گرانقدر عالمى فقيه و محدّثى جليل القدر از تبار بزرگان شيعه ، يعنى « شيخ صدوق » رحمه اللَّه عليه را تصحيح و ترجمه نمايم و به ايتام آل محمّد تقديم دارم .
به يقين ، اگر عنايات ، الطاف و مراحم خاصّهء حضرت بقية اللَّه الاعظم « روحى و ارواح العالمين لتراب مقدّمه الفداء » نبود ، هرگز چنين توفيقى نصيب اين كمترين نمىشد ، ولى از آنجا كه آن سرور انام و امام همام « كريم من اولاد الكرام » و مظهر و مظهر اتمّ و اكمل « يا من بابه مفتوح للطّالبين » « 1 » است ، اين بار نيز فتح باب رحمت فرمود و بار عام داد تا اين عبد عارم « 2 » به مصداق
وَ كَلْبُهُمْ باسِطٌ ذِراعَيْهِ بِالْوَصِيدِ
« 3 » ( كهف - 18 ) بتواند سر ارادت بر آستان
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، ج 91 ، ص 394
( 2 ) - بد اخلاق
( 3 ) - و سگ اصحاب كهف ، دستهايش را بر دهانه غار گشوده بود .