حديث نهم ترجمه :
محمّد بن حسن بن على بن مهزيار از پدرش ، از جدّش على بن مهزيار از حسن بن سعيد ، از على بن حكم ، از ربيع بن محمّد مسلىّ ، از عبد الله بن سليمان ، وى مىگويد :
در زمان ابى العبّاس وقتى حضرت ابى عبد الله عليه السّلام به كوفه تشريف آوردند سوار مركب بوده در حالى كه لباسهاى سفر به تن داشتند ، حضرت روى پل كوفه توقف فرموده سپس به غلام فرمودند :
به من آب بده .
غلام كوزه كشتيبانى را گرفت و در آن آب ريخت و سپس به حضرت آب داد .
آن جناب آب را نوشيدند در حالى كه آب از دو گوشه دهانشان جارى بود و بر محاسن شريف و لباسهاى آن حضرت مىريخت سپس دوباره آب طلبيدند و غلام به حضرتش آب داد حضرت حمد و ستايش حقتعالى به جاى آورده سپس فرمودند :
فرات نهر آبى است و چقدر بركتش زياد مىباشد در اين آب هر روز هفت قطره از بهشت مىريزد و اگر مردم به بركتى كه در اين آب هست واقف بودند مسلَّما در اطراف آن خيمه مىزدند و از آن توشه برمىداشتند .
سپس حضرت فرمودند :
اگر گناه كاران در آن داخل نشده بودند به طور قطع و جزم هر مريض و آفت
كامل الزيارات ( فارسي ) — صفحة 141
مساهمون: جعفر بن محمد بن قولويه
ص١٤١