شخص ملاقات مىكنند و مىگويند جهاد با اين گروهى كه تو با آنها مىخواهى نبرد و كارزار كنى جايز نيست لذا شمشير و اسب را برگردان حال وظيفه وى چيست ؟
حضرت فرمودند :
اسب و شمشير را بايد برگرداند .
سائل عرض مىكند : وى به سراغ آن مردى كه اين دو را از او گرفته بود رفت ولى وى را نيافت و وقتى خبر وى را از قومش گرفت گفتند : او از ميان ما رفته و نيست .
حال چه كند ؟
حضرت فرمودند : وى به مرابطه و ديده بانى خود را مشغول كند و جهاد را رها كند .
سائل عرض كرد : در قزوين و ديلم و عسقلان و اشباه اين بلاد و مرزها مىتواند ديده بانى كند ؟
حضرت فرمودند : آرى .
سائل عرض كرد : جهاد بكند ؟
حضرت فرمودند : خير ، مگر در موردى كه بر ذرارى و ابناء مسلمين بيم و هراس داشته باشد .
سائل عرض كرد : اگر روم داخل بر مسلمين شوند ، مسلمين مىتوانند آنها را تعقيب كرده و با آنها به مقاتله بپردازند ؟
حضرت فرمودند : مسلمانان فقط ديده بانى كرده و مقاتله نكنند ولى اگر بر مسلمين خوف از ناحيه روم بود مىتوانند با ايشان نبرد و جهاد كنند چه آنكه اين قتال به منظور دفاع از نفس خودشان هست نه براى كمك و نگهدارى سلطان جور .
سائل مىگويد : محضرش عرضه داشتم : اگر دشمن به مركزى كه ديده بان در آن جا است بيايد وظيفه وى چيست ؟
حضرت فرمودند :
وى موظَّف است از مسلمين و اسلام حفاظت كند و با دشمن به مقاتله بپردازد نه اين كه دفاع از ظالمين و جائرين نمايد .
و دليل بر وجوب دفاع از اسلام و مسلمين آن است كه ضعيف شدن اسلام در واقع ضعف پيدا كردن ذكر محمّد صلَّى الله عليه و آله و سلَّم مىباشد .
حديث ( 73 )
پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله از محمّد بن الحسين ، از ابن محبوب ، از
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 919
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٩١٩