آن مرد پرسيد : آن چه چيز بود كه بر او دروغ بسته شد در حالى كه نه از جن بود و نه از انس ؟
حضرت فرمودند : آن گرگى بود كه برادران يوسف دروغ بر او بستند .
آن مرد پرسيد : آن چه چيز بود كه حق تعالى به آن وحى فرمود بدون اين كه جن بوده يا انس باشد ؟
حضرت فرمودند : آن زنبور عسل بود .
آن مرد پرسيد : آن چه مكانى بود كه آفتاب يك ساعت از روز به آن تابيد و ديگر بر آن طالع نشد ؟
حضرت فرمودند : آن دريا بود كه حق تعالى براى موسى شكافتش و خورشيد بر زمين آن تابيد بعد آب روى آن را گرفت و ديگر آفتاب به آن نتابيد .
آن مرد پرسيد : آن چه چيز بود كه آشاميد در حالى كه زنده بود و خورد در حالى كه مرده بود ؟
حضرت فرمودند : آن عصاى حضرت موسى بود .
آن مرد پرسيد : نذير و ترساننده اى كه قوم خود را ترساند ولى نه از جن بود و نه از انس چه بود ؟
حضرت فرمودند : آن مورچه بود .
آن مرد پرسيد : اوّلين كسى كه مأمور به ختان شد چه كسى بود ؟
حضرت فرمودند : جناب ابراهيم عليه السّلام .
آن مرد پرسيد اوّلين زنى كه مورد تواضع و فروتنى واقع شد چه كسى بود ؟
حضرت فرمودند : هاجر مادر اسماعيل بود كه ساره برايش فروتنى نمود تا وى از راست او خارج شود .
آن مرد پرسيد : اوّلين زنى كه دامنش به زمين كشيده شد چه كسى بود ؟
حضرت فرمودند : هاجر بود و آن در زمانى اتّفاق افتاد كه از ساره گريخت .
آن مرد پرسيد : اوّلين مردى كه دامنش بر زمين كشيده شد چه كسى بود .
حضرت فرمودند : قارون بود .
آن مرد پرسيد : اوّلين كسى كه نعلين به پا نمود چه كسى بود ؟
حضرت فرمودند : ابراهيم عليه السّلام بود .
آن مرد پرسيد : كريمترين مردم از نظر نسب چه كسى بود ؟
حضرت فرمودند : او صديق الله ، يوسف بن يعقوب ، اسرائيل الله بن اسحاق
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 893
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٨٩٣