فاسقى موقعيّتى يافته كه دشمن خود را از پا در آورده و او را بكشد تصوّر اين معنا كه با قيام قسامه فعلش آشكار شده و او را در عوض خواهند كشت وى را از انجام آن باز مىدارد و بدين ترتيب خون هر دو محفوظ مىماند و اگر قسامه اى نبود مدّعى عليهم قسم مىخوردند كه ما اين مقتول را نكشته و از قاتلش اطَّلاعى نداريم و بدين ترتيب قصاص را از خود دفع مىكنند و در صورتى كه مقتول را بين قومى از آنها بيابند و مدّعى قتل نتواند افراد قسامه را براى خوردن قسم فراهم كند مدّعى عليهم ديه مقتول را مىپردازند و در نتيجه خون مقتول محفوظ نمانده و پايمال مىشود در حالى كه اگر قسامه را مشروع بدانيم به بيان ياد شده خون آحاد و نفرات مسلمين محفوظ مىماند .
حديث ( 2 )
على بن احمد رحمة الله عليه از محمّد بن ابى عبد الله ، از محمّد بن اسماعيل ، از علىّ بن عبّاس ، از قاسم بن ربيع صحّاف از محمّد بن سنان نقل كرده كه وى گفت :
حضرت رضا عليه السّلام در جواب مسائل من مرقوم فرمودند :
سرّ اين كه در تمام حقوق باستثناء خون بيّنه بر مدّعى بوده و قسم بر مدّعى عليه واجب مىباشد اين است كه : مدّعى عليه منكر بوده و بدين ترتيب نمىتواند بر امر مورد انكارش بيّنه اقامه كند زيرا انكار مجهول و غير معلوم است از اين رو وى را مكلَّف به خوردن قسم نمودهاند .
و امّا در مورد دم كه بيّنه را در عهده مدّعى عليه و قسم را وظيفه مدّعى قرار دادهاند جهتش آن است كه خون ريسمانى است كه به واسطه اش مسلمانان حفظ مىشوند تا خون احدى از افراد مسلمانان باطل نشود .
و جهت ديگرش آن است كه اين امر سبب مىشود قاتل از كشتن و قتل نفس خود را باز دارد ؛ زيرا اقامه بيّنه براى او بسيار مشكل و سخت است به خاطر آنكه كسى كه شهادت دهد وى اين كار را انجام نداده قليل و اندك مىباشد .
و امّا علَّت و سبب قسامه يعنى پنجاه نفر قسم بخورند و اين كه چطور اين گونه از تغليظ و تشديد و احتياط منظور گرديده جهتش آن است كه خون مسلمان هدر نرود .
حديث ( 3 )
پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از ابن ابى نجران ، از عبد الله بن سنان نقل كرده كه وى گفت : راجع به قسامه از حضرت
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 727
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٧٢٧