اگر مىدانستم كه تو مىدانى آن زن شوهردار است سرت را با سنگ مىشكستم .
حديث ( 17 )
و با همين اسناد از حضرت ابى جعفر عليه السّلام نقل شده كه فرمود : امير المؤمنين عليه السّلام فرمودند : زن و مرد را سنگسار نمىكنند مگر آنكه چهار شاهد بر ادخال و اخراج ( ادخال آلت مرد در فرج زن و اخراجش از آن ) شهادت دهند ، سپس فرمودند :
من خوش ندارم اوّلين نفر از شهود چهارگانه باشم زيرا خوف دارم آن شهود ديگر نكول كرده و شهادت ندهند در نتيجه من تازيانه بخورم .
حديث ( 18 )
و با همين اسناد از حضرت ابى جعفر عليه السّلام مروى است كه فرمودند :
اوّل چيزى را كه امراء و حكَّام حلال شمردند شكنجه بود به خاطر افتراء و دروغى كه انس بن مالك بر رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم بست و آن اين است كه گفت : « رسول خدا قطع كرد دست مردى را و نگذاشت وارد بستان شود » و از آن به بعد امراء و واليان عذاب و شكنجه را حلال شمردند .
حديث ( 19 )
پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از موسى بجلى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند : حضرت امير المؤمنين عليه السّلام مردى را كه با زنى در يك اطاق بود نود و نه يا نود و هشت تازيانه زدند .
راوى مىگويد : عرض كردم : آيا امير المؤمنين عليه السّلام بدون بيّنه تازيانه زدند ؟
حضرت فرمود : بلى ، مگر نمىبينى كه آن جناب فرمودند : اگر بيّنه قايم بشود حدّ تمام خواهم زد .
باب سيصد و بيست و هفتم سرّ اين كه بين اهل ذمّه معاقله و تحمّل جواز از همديگر وجود ندارد
حديث ( 1 )
پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از ابى ولَّاد از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند :
بين اهل ذمّه نسبت به جناياتى كه مرتكب مىشوند از قبيل قتل يا جرح معاقله يعنى تحمّل جور از همديگر وجود ندارد بلكه ضمان جناياتشان را از اموالشان