به خاطر دين و قرض شخص را از مأوى و منزلش بيرون نمىكنند ( مقصود اين است كه خانه شخص را به منظور وصول قرض و پرداخت دينش از او نگرفته و آن را نبايد فروخت ) اين پولها را بردار من احتياجى به آنها ندارم ، به خدا سوگند در اين زمان به يك درهم از آن نيازمندم ولى در عين حال يك درهمش را بر نمىدارم .
باب سيصد و چهاردهم سرّ مكروه بودن پاره اى از حرفه ها
حديث ( 1 )
محمّد بن الحسن رحمة الله عليه ، از محمّد بن الحسن الصفّار ، از احمد بن محمّد از جعفر بن يحيى خزاعى ، از يحيى بن ابى العلاء ، از اسحاق بن عمّار نقل كرده كه وى گفت : محضر مبارك امام صادق عليه السّلام رسيدم و عرضه داشتم خداوند فرزندى به من عطاء فرموده .
حضرت فرمودند : آيا نامش را محمّد نگذاشتى ؟
عرض كردم : چرا ، او را به اين نام موسوم كردم .
حضرت فرمودند : محمّد را نزد و دشنامش نده ، خداوند او را در هنگام حياتت نور چشمت و بعد از مماتت خلف و جانشين صالحى قرار داده است .
عرضه داشتم : فدايت شوم ، او را به چه شغل و حرفه اى مشغول نمايم ؟
حضرت فرمودند : از پنج حرفه بازش دار و به هر شغل ديگرى كه مشغولش نمودى اشكالى ندارد .
او را به زرگر مسپار و به اين حرفه سرگرمش مكن زيرا زرگر از ربا سالم نمىماند و نيز او را نزد كفن فروش مگذار زيرا از مبتلا شدن مردم به مرض و با و مردن آنها مسرور مىشود و همچنين وى را به طعام فروش مسپار چه آنكه اين گروه از سوداگران از احتكار سالم نيستند و به سلَّاخ نيز او را تسليم مكن زيرا مهربانى از ايشان سلب شده و قساوت قلب دارند و بالاخره او را نزد برده فروش مگذار ؛ زيرا رسول خدا فرمودند : بدترين مردم كسانى هستند كه مردم را مىفروشند .
حديث ( 2 )
محمّد بن الحسن رحمة الله عليه از محمّد بن الحسن الصفّار ، از احمد بن ابى عبد الله ، از محمّد بن عيسى از عبيد الله دهقان ، از درست بن ابى منصور واسطى ، از ابراهيم بن عبد الحميد ، از حضرت ابى الحسن موسى عليه السّلام ، حضرت فرمودند :