ذو القرنين گفت : چطور با هم متّحد بوده و راه جملگى شما راست و مستقيم مىباشد ؟
گفتند : چون به يك ديگر دروغ نگفته و نسبت به هم خدعه و نيرنگ به كار نبرده و همچنين برخى از ما غيبت و پشتسرگويى از بعضى ديگر نمىكند .
ذو القرنين گفت : چرا در ميان شما مسكين و فقير نمىباشد ؟
گفتند : به خاطر آنكه اموال خود را بين خويش به طور مساوى تقسيم مىكنيم .
ذو القرنين گفت : چرا درشت خويى و غيظ در بين شما نيست ؟
گفتند : چون نسبت به هم خاكى و متواضع و فروتن مىباشيم .
ذو القرنين گفت : چرا خداوند عمر شما را طولانىتر از مردمان ديگر قرار داده ؟
گفتند : چون ما حق را گرفته و به عدل حكم مىكنيم .
ذو القرنين گفت : چرا مبتلا به قحط و غلا نمىشويد ؟
گفتند : زيرا از استغفار غفلت نداريم .
ذو القرنين گفت : چرا محزون و غمگين نيستند ؟
گفتند : چون خود را آماده براى ابتلائات و صدمات كرده و بدين ترتيب نفس را صابر قرار دادهايم .
ذو القرنين گفت : چرا آفات و بليّات به شما نمىرسد ؟
گفتند : چون به غير خدا توكَّل و اميد نداشته و از طرفى ديگر باران را از انواء « 1 » و نجوم نمىطلبيم .
ذو القرنين گفت : اى قوم پدرانتان اين چنين عمل مىكردند ؟
گفتند : پدرانمان به مساكين ترحّم نموده و با فقراء به مواسات رفتار كرده و از ستم ستمگران مىگذشتند و آنها را عفو مىنمودند و به آنان كه با ايشان بدى مىكردند ، خوبى و احسان مىنمودند و براى گناهكاران استغفار مىكردند ، صله ارحام بجا مىآوردند ، امانات را به صاحبانشان رد مىكردند ، راست گفته و دروغ نمىگفتند از اين رو خداوند متعال كار آنها را اصلاح مىفرمود .
ذو القرنين گفت : پس از اين گفت و شنودها نزد آن جماعت توقّف كرد و ماند تا از دنيا رفت و سن او در هنگام مرگ پانصد سال بود .
هامش
« 1 » - مقصود از « انواء » منازل بيست و هشتگانه قمر است كه كره ماه هر شب در يكى از اين منازل وارد مىشود و عرب در سابق اعتقادشان اين بود كه هر منزلى كه سقوط كرده و رقيب آن طلوع نمايد موجب باريدن باران مىباشد .