حديث ( 30 )
عبد الله بن محمّد بن عبد الوهّاب از منصور بن عبد الله بن ابراهيم اصفهانى ، از على بن عبد الله اسكندرانى از سعيد بن عثمان ، از محمّد بن ابى القاسم ، از عباد بن يعقوب از على بن هاشم ، ناصح بن عبد الله اسكندرانى از سماك بن حرب ، از ابى سعيد خدرى ، وى گفت : سلمان فارسى محضر مبارك پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله و سلَّم عرض نمود : اى پيامبر خدا ، هر پيامبرى وصيّى دارد وصىّ شما كيست ؟
سلمان مىگويد : پيامبر جواب مرا ندادند ، فردا كه مرا از دور ديدند فرمودند : اى سلمان .
عرض كردم : بلى و به سرعت خود را به آن حضرت رساندم .
حضرت فرمودند : آيا مىدانى وصىّ حضرت موسى چه كسى بود ؟
عرض كردم : يوشع بن نون .
حضرت فرمودند : يوشع به خاطر اين كه بهترين امّت و داناترين آنها بود وصىّ جناب موسى عليه السّلام شد و من امروز شهادت مىدهم كه على عليه السّلام بهترين امت و برترين آنها است و او ولى و وصى و وارث من مىباشد .
حديث ( 31 )
حسن بن محمّد بن يحيى علوى رحمة الله عليه مىگويد : جدّم از بكر بن عبد الوهاب از عيسى بن عبد الله ، از پدرش ، از جدّش نقل كرده كه گفت :
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فاطمه بنت اسد بن هاشم را دفن نمودند ، اين بانو از مهاجرين بوده و در روحاء « 1 » مقابل حمّاد ابو قطيعه با رسول خدا بيعت نمود بارى حضرت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله آن مخدّره را در پيراهن خود كفن نمودند و در قبرش داخل شده و در لحدش خوابيدند .
محضر مباركش عرض شد كه سبب اين همه لطف و عنايت چيست ؟
حضرت فرمودند : پدرم كه از دنيا رفت من طفلى صغير بودم و اين بانو و همسرش مرا تحت تكفّل خود گرفته و بسيار مرا در توسعه و فراخى نهادند حتى مرا بر فرزندانشان مقدّم مىكردند لذا دوست دارم كه حق تبارك و تعالى با خوابيدن من در قبرش ، قبر را براى او فراخ نموده و توسعه دهد .
حديث ( 32 )
حسن بن محمّد بن يحيى علوى رضى الله عنه مىگويد : جدّم از يعقوب ، از ابن ابى عمير ، از
هامش
« 1 » - روحاء به گفته حموى در مراصد الاطَّلاع در چهل ميلى شهر مدينه واقع است .