كرده تا بدين ترتيب حق عزّ و جلّ آن جابر و كافر را به منّتهاى آرزويش برساند .
سپس او به رفيقش گفت : تو براى چه فرستاده شدى ؟
گفت : خداوند عزّ و جل مرا براى امرى عجيبتر از آنچه تو را به آن مبعوث نموده فرستاده ، مرا فرستاده به سراغ بنده مؤمنش كه روزه دار و قائم الليل است و دعاء و روزهاش در آسمان معروف و مشهور مىباشد و امر فرموده كه ديزى طعامى را كه وى پخته و براى افطارش آماده كرده واژگون نمايم تا بدين وسيله آزمايش نهايى ايمان از او صورت گرفته باشد .
حديث ( 17 )
پدرم رحمة الله عليه از سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد ، از بكر بن صالح جعفرى نقل كرده كه وى گفت : از حضرت موسى بن جعفر عليهما السّلام شنيدم كه مىفرمودند :
معالجه و طبابت اطباء را در مورد درد جزئى و كم رها كنيد زيرا معالجه به منزله بناء بوده كه اندكش منجر به كثرت مىشود .
مترجم گويد : مقصود اين است كه براى دردهاى ناچيز و غير قابل توجّه نزد اطباء نرويد و به آن معالجات خود را مشغول نكنيد زيرا شروع در اين معالجات موجب زيادى مرض و احتياج به داروى زيادتر مىباشد .
حديث ( 18 )
احمد بن محمّد از پدرش ، از عمركى ، از على بن جعفر از برادر بزرگوارش حضرت موسى بن جعفر از آباء گراميش عليهم السّلام ، فرمود :
رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلَّم فرمودند : روز قيامت امر مىشود كه مردانى را به دوزخ ببرند سپس حق عزّ و جلّ به مالك كه خازن دوزخ است مىفرمايد به آتش بگو : پاهاى ايشان را نسوزاند زيرا با اين قدمها به مساجد مىرفتند و نيز صورتهايشان را نسوزاند چون آنها را وضوء شاداب مىدادند و دستهايشان را هم نسوزاند زيرا براى دعاء آنها را بلند مىكردند و همچنين زبانهايشان را نسوزاند براى اين كه زياد با آن تلاوت قرآن مىكردند سپس حضرت فرمودند :
خازن جهنّم به آنها مىگويد : اى اشقياء براى چه شما را به دوزخ آوردهاند ؟
آنها مىگويند : ما چون براى غير خدا كار مىكرديم ، به ما گفته شد پاداش عملتان را از كسى كه برايش كار كرديد بگيريد .
حديث ( 19 )
حسن بن احمد رحمة الله عليه از پدرش ، از محمّد بن حميم نقل كرده كه وى
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 491
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٩١