شد و دليل بر اين كه آدم مصطفى است آيه شريفه : * ( إِنَّ الله اصْطَفى آدَمَ وَنُوحاً وَآلَ إِبْراهِيمَ وَآلَ عِمْرانَ عَلَى الْعالَمِينَ ) * ( خداوند آدم و نوح و آل ابراهيم و آل عمران را بر جهانيان برگزيد ) مىباشد و چون حوّا بر كوه مروه فرود آمد اين كوه را به اين نام خواندند چه آنكه مرأه يعنى ( زن ) كه حوّا باشد بر آن نازل گرديد پس براى كوه نامى از اسم مرأه اتخاذ گرديد .
باب صد و شصت و ششم سرّ تشريع شدن سعى بين دو كوه صفا و مروه
حديث ( 1 )
پدرم رضى الله عنه از سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن ابى عمير از معاوية بن عمّار ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، آن جناب فرمودند :
حضرت ابراهيم عليه السّلام وقتى اسماعيل را كه شيرخواره اى بود در مكَّه گذارد وى تشنه بود و بين كوه صفا و مروه درختى بود ، مادر اسماعيل از منزلش بيرون شد تا به كوه صفا رسيد ، كسى را در آن جا نديد پس گفت : آيا در اين وادى انيس نمىباشد ؟
كسى جوابش را نداد ، پس از آن جا گذشت تا به مروه رسيد در آن جا نيز احدى را مشاهده نكرد باز گفت : آيا در اينجا انيسى نمىباشد ؟
هيچ جوابى نشنيد ، پس به صفا برگشت دوباره كلامش را تكرار كرد و جوابى نيامد سپس به مروه برگشت و اين عمل هفت بار تكرار شد ، پس حق تعالى آن را سنّت قرار داد كه حاجىها از صفا به مروه و از مروه به صفا تا هفت مرتبه بروند بارى جبرئيل بر آن مخدّره نازل شد و به او فرمود : تو كيستى ؟
آن مخدّره گفت : من مادر فرزند ابراهيم هستم .
جبرئيل گفت : ابراهيم شما را به چه كسى سپرده و رفته ؟
آن مخدّره گفت : همين جمله را وقتى ابراهيم مىخواست برود به او گفتم و او در جواب گفت : به خداى تعالى شما را مىسپارم .
جبرئيل گفت : او شما را به كسى سپرده كه كفايتكننده است .
بعد حضرت فرمود : مردم به خاطر نبودن آب در راه مكَّه از رفت و آمد در آن راه اجتناب مىكردند .
بارى طفل شير خوار از شدّت عطش پا بر زمين ساييد و در اثر آن چشمه زمزم از زمين جوشيد ، مادر وقتى از مروه برگشت و به نزد طفل رسيد چشمه را كه ديد جلو