رحمت الهى وزيد و با افول كره آفتاب معلوم شد كه اين موجود نيز مخلوق و مسخّر خالق مىباشد استيلاء شيطان بر بندگان كمتر شده و القاء شبهه اش چندان مؤثّر واقع نمىگردد لذا گويا ابليس از شمس و كره آفتاب مفارقت مىنمايد .
باب چهل و هشتم سرّ اين كه جائز نيست مرد در حالى كه بر شاربش حناء گذارده نماز بخواند
حديث ( 1 )
پدرم رحمة الله عليه از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از اسماعيل بن مرار « 1 » ، از يونس بن عبد الرحمن « 2 » ، از جماعتى اصحاب نقل كرده كه از حضرت ابو عبد الله عليه السّلام سؤال شد : سرّ اين كه بر مرد حلال و جائز نيست در حالى كه بر شاربش حناء گذارده نماز بخواند چيست ؟
حضرت فرمودند : زيرا وى در اين حال قادر بر قرائت و دعاء نيست .
باب چهل و نهم سرّ اين كه در زمان رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم زنان مأمور بودند در ركوع و سجود پيش از مردان سر بلند نكنند
حديث ( 1 )
پدرم رحمة الله عليه از على بن ابراهيم از پدرش از عبد الله بن ميمون از جعفر بن محمّد عليهما السّلام ، حضرت فرمودند :
در زمان رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و سلم زنان مأمور بودند در ركوع و سجود پيش از مردان سر بلند نكنند زيرا ساتر و پوشش مردان كوتاه بود لذا وقتى در سجود و ركوع بودند اسافل اعضاء آنها ( عورتشان ) نمايان بود لذا براى اين كه چشم زنان به اين منظره نيفتد امر شدند كه قبل از مردان سر از ركوع و سجود برندارند
هامش
« 1 » - اسماعيل بن مرار معمولا از يونس عبد الرحمن روايت كرده چنانچه ابراهيم بن هاشم و پدرش هاشم از او نيز روايت مىكنند ، بارى مرحوم ممقانى در رجال فرموده وى محل وثوق مىباشد .
« 2 » - وى مولى على بن يقطين است و اگر چه قميّون وى را تضعيف كردهاند ولى اهل رجال وى را به ثقه و عظيم المنزله و وجه توصيف كردهاند ، مرحوم اردبيلى در جامع الرواة مىگويد : مال بسيارى به وى بذل شد تا به مذهب واقفيه درآيد ولى از قبول آنها امتناع ورزيد و همچنان بر حق باقى ماند .