باب دويست و سى و يكم سرّ اين كه مذى و وذى ناقض وضوء نيستند
حديث ( 1 )
پدرم رحمة الله عليه ، از على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد ، از حريز ، از زراره ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن حضرت فرمودند :
اگر از آلت تو مذى يا ودى خارج شد و در نماز بودى نماز را قطع نكن و وضوء تو نقض نمىشود اگر چه آب و رطوبت به قدرى زياد باشد كه به پشت تو برسد ، اين دو آب بمنزله آب بينى هستند كه ناقض وضوء نمىباشند و هر رطوبتى كه بعد از وضوء از تو خارج شود از قبيل حبائل ( دام شيطان ) بوده يا رطوبت بواسير است لذا به آن اعتناء مكن و جامه ات را به خاطر آن آب مكش مگر آن كه متنجس شده باشد .
حديث ( 2 )
و با همين اسناد از حريز نقل كرده كه وى گفت : از حضرت ابو جعفر عليه السّلام راجع به مذى سؤال كرده و پرسيدم : اگر مذى جارى شد تا به ران رسيد چه حكمى دارد ؟
حضرت فرمودند : نماز را به خاطر آن قطع مكن و ران را آب مكش زيرا اين رطوبت از مخرج منى بيرون نيامده بلكه به منزله آب بينى است كه حكمى ندارد .
حديث ( 3 )
محمّد بن الحسن رحمة الله عليه از محمّد بن الحسن الصفّار ، از ابراهيم بن هاشم ، از ابن ابى عمير ، از عمر بن اذينه ، از يزيد بن معاويه وى مىگويد : از احد الصادقين عليهما السّلام راجع به حكم مذى سؤال كردم ؟
حضرت فرمودند : وضوء را نقض نكرده و اگر به جامه و جسد برسد آب كشيدن آنها واجب نيست اين رطوبت به منزله آب دهان و رطوبت سر مىباشد .
حديث ( 4 )
پدرم رحمة الله عليه از محمّد بن يحيى ، از احمد بن محمّد ، از ابن فضّال ، از ابن بكير ، از عمر بن حنظله نقل كرده كه وى گفت : از حضرت ابا عبد الله عليه السّلام راجع به مذى پرسيدم ؟
حضرت فرمودند : اين رطوبت با آب بينى مساوى است .