حسين بن هيثم از سليمان بن داود منقرى نقل كرده كه وى گفت :
هر گاه حفص بن غياث از جعفر بن محمّد عليهما السّلام حديث نقل مىكرد ، مىگفت :
برايم حديث فرمود خير الجعافر ( بهترين جعفرها ) جعفر بن محمّد عليه السّلام .
حديث ( 3 )
حسن بن محمّد علوى رضى الله عنه از محمّد بن ابى عبد الله كوفى ، از محمّد بن ابى بشير از حسين بن هيثم از سليمان بن داود منقرى « 1 » نقل كرده كه گفت : هر گاه على بن غراب از جعفر بن محمّد عليهما السّلام حديث نقل مىكرد مىگفت : برايم حديث گفت حضرت صادق ، جعفر بن محمّد عليهما السّلام .
حديث ( 4 )
محمّد بن موسى بن متوكَّل رضى الله عنه از على بن الحسين سعدآبادى ، از احمد بن محمّد بن خالد ، از پدرش ، از ابو احمد محمّد بن زياد ازدى « 2 » نقل كرده كه وى گفت :
از مالك بن انس كه فقيه مدينه بود شنيدم كه مىگفت : محضر امام صادق جعفر بن محمّد عليهما السّلام مشرّف مىشدم ، حضرت پشتى برايم مىنهادند و از من تجليل مىكرده و مىفرمودند : اى مالك من تو را دوست دارم .
من از اين كلام حضرت مسرور و شادمان بوده و حمد خدا را بجا مىآوردم .
سپس مالك گفت : حضرت از سه خصلت خالى نبود : يا صائم بود و يا قائم به عبادت و يا ذكر مىفرمود آن حضرت از بزرگان عبّاد و اعاظم زهّاد بود كه از خداى عزّ و جلّ در خوف و خشيت بود ، كثير الحديث و خوش مجلس و بسيار از حضرتش استفاده مىشد ، هر گاه مىفرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله فرمودند :
رنگش تغيير كرده گاهى سبز و زمانى زرد مىشد به حدّى كه افراد آشنا آن جناب را نمىشناختند ، در يكى از سنوات با آن حضرت حجّ رفتم وقتى مركب موقع احرام آرام گرفت هر چه حضرت تلاش نمود كه تلبيه بگويد صدا در حلق مباركش قطع شده بود و بيرون نمىآمد و نزديك بود كه از بالاى مركب به زير بيفتد ، محضر مباركش عرض كردم : اى فرزند رسول خدا تلبيه را بفرماييد ، چاره اى از گفتنش نيست .
فرمودند : اى ابو عامر چگونه جسارت و جرات كنم و بگويم : لبيك ، اللَّهم لبّيك مىترسم خداى متعال بفرمايد : لا لبّيك و لا سعديك .
هامش
« 1 » - ابو ايّوب الشاذكونى ، بصرى بوده و بفرموده نجاشى و علَّامه در خلاصه ثقه است
« 2 » - محمّد بن ابى عمير زياد بن عيسى از ابو احمد ، جليل القدر و عظيم المنزله و از اوثق الناس عند العامه و الخاصه مىباشد .