حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند :
پيامبر اكرم صلَّى الله عليه و آله : مكتوب را قرائت مىفرمودند ولى نمىنوشتند .
حديث ( 7 )
پدرم رضى الله عنه فرمود : سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد بن عيسى ، احمد بن محمّد بن ابى نصر ، از ابان بن عثمان ، از حسن بن زياد صيقل نقل كرده كه گفت : از حضرت ابا عبد الله عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود :
از منّتهايى كه حقّ عزّ و جلّ بر نبىّ مكرّمش نهاد اين بود كه وى را امّى قرار داد يعنى نمىنوشت ولى كتاب را مىخواند .
حديث ( 8 )
محمّد بن ابراهيم بن اسحاق طالقانى رضى الله عنه مىگويد : ابو العبّاس احمد بن اسحاق ماذرانى در بصره نقل نمودهاند ابو قلابه عبد الملك بن محمّد از غانم بن حسن سعدى از مسلم بن خالد مكَّى ، از حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام از پدر بزرگوارش عليه السّلام نقل كردند كه فرمودند :
هيچ كتابى و هيچ وحيى از جانب خداوند تبارك و تعالى نازل نشد ، مگر آن كه به زبان عربى مىباشد وحى در گوش انبياء عليهم السّلام به زبان قومشان واقع مىشد و در گوش پيامبر صلَّى الله عليه و آله به زبان عربى و وقتى آن حضرت با قوم خويش تكلَّم مىنمود ، به زبان عربى سخن مىفرمود پس در گوش ايشان تكلَّم به زبان خودشان واقع مىشد .
و بسا افراد با رسول خدا به هر زبانى كه تكلَّم و خطاب مىكردند در گوش آن جناب به زبان عربى واقع مىشد و جهتش اين بود كه جبرئيل عليه السّلام سخن گوينده را به زبان عربى ترجمه مىكرد و در سمع مبارك رسول خدا صلَّى الله عليه و آله قرار مىداد و اين تشريفى بود از ناحيه خداى عزّ و جلّ نسبت به وجود مبارك رسول خدا صلَّى الله عليه و آله .
باب صد و ششم سرّ ناميده شدن نبى اكرم صلَّى الله عليه و آله به محمّد و احمد و ابو القاسم و بشير و نذير و داعى و ما حى و عاقب و حاشر و احيد و موقف و مقفّى
حديث ( 1 )
محمّد بن على ماجيلويه رضى الله عنه مىگويد : عمويم محمّد بن ابى القاسم ، از احمد بن