حديث ( 2 )
محمّد بن موسى بن متوكَّل مىگويد : عبد الله بن جعفر حميرى ، از احمد بن محمّد ، از حسن بن محبوب ، از عبد الرحمن بن كثير ، از داود رقى ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند :
وقتى حقّ عزّ و جلّ اراده نمود كه مخلوقات را ايجاد كند ، ايشان را آفريد و در مقابل خودش منتشر و پراكنده ساخت سپس به ايشان فرمود : پروردگار شما كيست ؟
اوّلين موجودى كه سخن گفت رسول خدا صلَّى الله عليه و آله و امير المؤمنين عليه السّلام و ائمّه هدى صلوات الله عليهم اجمعين بودند كه گفتند : تو پروردگار ما هستى ، پس حقّ تبارك و تعالى ايشان را حامل علم و دين قرار داد ، سپس به فرشتگان فرمود :
ايشان حاملين دين و علم من بوده و امينهاى من در بين مخلوقاتم مىباشند ، ايشان مسئول خلائق هستند ، سپس به بنى آدم گفته شد :
اقرار كنيد به ربوبيّت خدا و وجوب طاعت و ولايت اين چند نفر ( رسول خدا و ائمه عليهما السّلام ) .
بنى آدم گفتند : بلى ، پروردگارا ، اقرار نموديم .
خداوند عزّ و جلّ به فرشتگان فرمود : شما شاهد اقرار بنى آدم باشيد .
فرشتگان گفتند : ما شاهد هستيم كه بنى آدم در فردا نگويند ما از اين معنا ( ربوبيّت خدا و ولايت حضرات معصومين عليهم السّلام ) غافل بوديم يا بگويند :
پدران ما قبلا شرك ورزيده و ما هم فرزندان ايشان بوده كه بعد از آنها آمدهايم ، آيا ما را به واسطه فعل آنهايى كه كار باطلى انجام دادهاند هلاك و عذاب مىكنى .
سپس امام عليه السّلام به داود رقى فرمودند : اى داود ولايت ما در عالم ميثاق مورد تأكيد قرار گرفت و خدا بر خلائق آن را مسلَّم و مسجّل ساخت .
حديث ( 3 )
پدرم رحمة الله عليه فرمود : سعد بن عبد الله ، از احمد بن محمّد ، از محمّد بن اسماعيل بن بزيع ، از صالح بن عقبه ، از عبد الله بن محمّد جعفى و عقبه جميعا از حضرت ابى جعفر عليه السّلام ، نقل كردند كه آن جناب فرمودند :
خداوند عزّ و جلّ خلائق را خلق نمود ، پس محبوبش را از آنچه دوست داشت آفريد ( يعنى محبوبش را از گل بهشت ايجاد كرد ) و مبغوضش را از آنچه مورد بغضش بود خلق كرد ( يعنى مبغوضش را از گل جهنّم پديد آورد ) سپس خلائق را
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 409
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٤٠٩