مستند به خطاء و نسيان و اكراه و عدم طاقت بوده ولى در كافر سببش عمد و انكار و دشمنى و حسادت مىباشد چنانچه حقّ تعالى در قرآن شريف به اين معنا اشاره كرده و مىفرمايد : * ( كُفَّاراً حَسَداً مِنْ عِنْدِ أَنْفُسِهِمْ ) * ( شما را در زمره كفّار قرار دهند و اين به سبب حسدى است كه در طبيعت خودشان بر ايمان شما برند ) .
حديث ( 6 )
محمّد بن موسى بن متوكَّل مىگويد :
عبد الله بن جعفر حميرى از احمد بن محمّد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از برخى اصحاب به طور مرفوع نقل كرده كه حضرت امام صادق عليه السّلام فرمودند :
شناختن انسان نفسش را به اين است كه :
الف : بداند نفسش چهار طبيعت دارد .
ب : بداند كه نفسش چهار ستون داشته .
ج : بداند كه نفسش داراى چهار پايه مىباشد .
چهار طبيعت عبارتند از : خون ، صفراء ، باد ( سوداء ) و بلغم .
و چهار ستون نفس عبارتند از : عقل كه زيركى ناشى از همين است ، فهم حفظ و علم .
و چهار پايه نفس عبارتند از : نور ، نار ، روح ، آب .
انسان به واسطه نور مىبيند و مىشنود و تعقّل مىكند و به توسّط نار تناول كرده و مىآشامد و به كمك روح مجامعت نموده و حركت مىكند و به بركت آب طعم چشيدنىها را مىيابد .
آنچه گفته شد مربوط به تأسيس نفس انسانى است .
سپس حضرت فرمودند :
وقتى گفتيم انسان عالم ، حافظ ، ذكى و زيرك و با فهم است مسلَّما آگاه است كه :
الف : در چه سراى فانى و زايلشدنى بوده .
ب : حوادث و اتفاقات از كجا و به واسطه چه متوجّه او مىشوند . « 1 » ج : براى چه در اين دنيا آمده است . « 2 »
هامش
« 1 » - مقصود آن است كه وى به قضاء و قدر ايمان دارد و توجّه حوادث و اتفاقات را مستند به قضاء و قدر مىداند .
« 2 » - يعنى مىداند كه آمدنش در اين دنيا براى تحصيل معرفت و كمال است .