هنگام فرشته اى به او نازل شد و عرضه داشت :
خداوند جلّ جلاله مرا به نزد تو فرستاده آنچه مىخواهى مرا به آن امر كن تا برايت انجام دهم .
اسماعيل فرمود : مىخواهم تابع حسين عليه السّلام بوده و در آنچه به او انجام مىدهند من نيز دنباله رو آن حضرت باشم .
حديث ( 3 )
پدرم رضى الله عنه فرمود : سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن سنان ، از عمّار بن مروان از سماعه ، از ابو بصير ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام ، حضرت فرمودند :
اسماعيل رسول و پيامبر بود ، قومش بر او مسلَّط شد ، پوست صورت و سرش را كندند ، رسول و فرستاده اى از طرف پروردگار عالم به نزدش آمد و عرضه داشت :
پروردگارت سلام مىرساند و مىفرمايد :
ديدم آنچه با تو انجام دادند و مرا امر فرموده كه اطاعتت را نمايم ، پس آنچه خواهى به من فرمان بده .
اسماعيل فرمود : من در تحمّل مصائب تابع حسين بن على عليهما السّلام هستم .
حديث ( 4 )
پدرم رضى الله عنه فرمود : محمّد بن يحيى عطَّار ، از محمّد بن احمد بن يحيى بن عمران اشعرى ، از محمّد بن حسين ، از موسى بن سعدان از عبد الله بن قاسم ، از عبد الله بن سنان نقل كرده كه گفت : از امام صادق عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : رسول خدا صلَّى الله عليه و آله با شخصى وعده گذارد و فرمود من جنب اين سنگ مىايستم تا تو بيايى ، حضرت ايستادند و حرارت آفتاب شدّت كرد به حدّى كه اصحاب آن حضرت عرض كردند :
يا رسول الله جاى خود را عوض كرده به سايه تشريف بياوريد .
حضرت فرمودند :
من با آن شخص اين جا را وعده گاه قرار دادهام و اگر نيايد تا روز محشر همين مكان مىايستم .
علل الشرايع ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: الشيخ الصدوق
ص٢٧٩