حديث ( 1 )
پدرم مىفرمايد : على بن ابراهيم بن هاشم ، از پدرش ، از محمّد بن ابى عمير ، از هشام بن حكم « 1 » ، از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل نموده كه آن جناب فرمودند :
ملك الموت نزد موسى بن عمران عليه السّلام آمد و بر آن جناب سلام نمود ، حضرت فرمود : كيستى ؟
ملك الموت گفت : من ملك الموت هستم .
موسى عليه السّلام فرمود : چه حاجت دارى ؟
گفت : براى قبض روحت آمدهام .
موسى عليه السّلام فرمود : از كجا روحم را قبض مىكنى ؟
گفت : از دهانت .
موسى فرمود : چگونه از دهانم قبض روح مىكنى و حال آن كه با پروردگارم سخن گفتهام ؟ ! گفت : از دو دستت .
موسى فرمود : چگونه از دستهايم قبض روح مىكنى و حال آن كه با آنها تورات را حمل كردهام ؟ ! گفت : از دو پايت .
موسى فرمود : چگونه از پاهايم قبض روح مىكنى و حال آن كه با آنها به طور سينا رفتهام ؟ ! امام عليه السّلام فرمودند : سپس ملك الموت اعضاء و جوارح ديگرى غير از اينها را شمرد و از موسى جوابى شنيد ، بالاخره گفت : من مأمور شدهام كه تو را رها كرده تا خودت اراده مرگ و قبض روحت را بكنى پس موسى عليه السّلام مدّتى درنگ كرد و سپس به شخصى گذشت كه قبرى مىكند ، به او فرمود :
مىخواهى بركندن اين قبر تو را كمك كنم ؟
آن شخص عرض كرد : بلى .
امام عليه السّلام فرمودند : موسى عليه السّلام وى را كمك كرد تا قبر كنده شد و لحد آماده گشت آنگاه آن شخص خواست طاق و از در لحد بخوابد تا ببيند چطور است ، موسى عليه السّلام به او فرمود : من مىخوابم پس موسى عليه السّلام در لحد خوابيد بلافاصله جايگاه خود را در بهشت مشاهده كرد ( راوى به طور ترديد مكان من الجنّه يا منزله
هامش
« 1 » - هشام بن الحكم الكندى ، مرحوم علَّامه در خلاصه فرموده : وى ثقه و حسن التّحقيق بوده است .