درخت يافتند وى را به نام موسى خواندند .
باب پنجاهم سرّ برگزيدن حقّ تعالى جناب موسى عليه السّلام را براى تكلَّم كردن با او نه مخلوقات ديگر را
حديث ( 1 )
پدرم رحمة الله عليه فرمود : سعد بن عبد الله ، از يعقوب بن يزيد ، از محمّد بن ابى عمير ، از على بن يقطين از شخصى ، از حضرت ابو جعفر عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند :
خداوند عزّ و جلّ به موسى عليه السّلام وحى كرد : آيا مىدانى براى چه تو را براى تكلَّم برگزيدم نه مخلوقات ديگر را ؟
موسى عرض كرد : نه پروردگارا .
فرمود : زيرا بندگانم را آزمودهام .
در ميان ايشان احدى را از تو خاضعتر در مقابل خود نيافتم ، اى موسى هر گاه نماز مىخوانى گونه هايت را بر خاك مىنهى .
حديث ( 2 )
محمّد بن الحسن رحمة الله عليه مىگويد : محمّد بن الحسن الصفّار « 1 » ، از محمّد بن الحسين بن ابى الخطاب ، از محمّد بن سنان ، از اسحاق بن عمّار « 2 » نقل كرده كه وى گفت از حضرت ابو عبد الله عليه السّلام شنيدم كه مىفرمود : چهل يا سى روز وحى بر جناب موسى نيامد ، حضرتش بالاى كوهى در شام به نام « اريحا » رفت و عرضه داشت : پروردگارا اگر به خاطر گناهان بنى اسرائيل وحى خود را از من بريدى غفران و آمرزشت از قبل و دير زمان شامل همه بندگانت بوده است .
امام عليه السّلام فرمودند : خداوند عزّ و جلّ وحى فرستاد : يا موسى بن عمران آيا مىدانى كه چرا تو را براى وحى و تكلَّم خودم اختيار كردم نه مخلوقات ديگر را ؟
موسى عرضه داشت : پروردگارا نمىدانم .
هامش
« 1 » - ثقه مىباشد .
« 2 » - اسحاق بن عمار الكوفى الصيرفى وى از شيوخ اصحاب اماميّه بوده و از اصحاب امام صادق و امام كاظم عليهما السّلام مىباشد .
مرحوم شيخ در فهرست فرموده : وى فطحى المذهب است .