آنها را ديدم ، و به تمام آسمانها نظر انداختم چون نگاه كردم ترا ديدم اى على ، پس براى تو و شيعيانت تا روز قيامت از خداوند آمرزش خواستم « 1 » .
81 - ابن قولويه از . . . جيش بن معتمر روايت كند كه در محله رحبه « 2 » بر امير المؤمنين عليه السّلام وارد شدم در حالى كه به جائى تكيه فرموده بود . من بعد از سلام و عرض ارادت پرسيدم آقا چگونه صبح كردى ؟ حضرت سر خود را از تكيهگاه برداشته پس از پاسخ سلام من فرمود صبح كردم در حالى كه دوست دوستداران ما و دشمن دشمنانمان هستم ، همانا دوست ما در هر شب و روز چشم به راه راحتى و گشايش است ، و دشمن ما ساختمانى در مسير سيل بنا نهاده كه آن ساختمان فرو مىريزد و آن بنا از پايه به آتش دوزخ افتد .
اى ابو معتمر راستى دوست ما ياراى دشمنى با ما ندارد و همچنين دشمن ما نتواند ما را دوست بدارد ، خداوند بزرگ دلهاى بندگان را بر محبت و دوستى ما سرشته است ، و دشمن ما را وانهاده ، پس هرگز دوست ما توانائى دشمنى ما را ندارد و هرگز دشمن ما قدرت بر دوستى ما نخواهد داشت ، و هرگز دوستى ما و دوستى دشمن ما در يك دل جمع نشود ، زيرا خداوند در نهاد يك مرد دو دل قرار نداده « 3 » .
تا با يك دل گروهى را دوست بدارد و با دل ديگر با دشمنان آن گروه دوست شود « 4 » .
توضيح : راغب گويد لبه چاه يا نهر را شفا گويند و اين كلمه را مثل آورند براى چيزى كه در شرف نابوديست خداوند در قرآن فرموده
عَلى شَفا جُرُفٍ هارٍ
يعنى بر لب پرتگاهى كه خراب مىشود ، و همچنين محلى را گويند كه سيل صاف كرده و از بين برده ، و گويند هار البناء يهور يعنى ساختمان فرو ريخت « 5 »
هامش
( 1 ) مجالس مفيد ص 61 مجلس 10 .
( 2 ) رحبه نام محلهايست در كوفه ( مجمع البحرين ) .
( 3 ) سورهء احزاب آيه 4 .
( 4 ) مجالس مفيد ص 145 مجلس 27 .
( 5 ) بحار الانوار چاپ كمپانى ج 14 .