گويند اين آيه در باره منافقين نازل شده و خداوند مؤمنين و منافقين را در خطاب جمع كرده چون از يك جنس ، و يك نژادند ، نه از آن جهت كه منافقين هم ايمان دارند ، و جبائى هم همين نظر را اختيار نموده « 1 » و آنچه كه در روايت است روشنتر است ، بنا بر اين در باره مؤمنين زبانى نازل شده و قبلا گذشت كه خطاب در آيه ( اى كسانى كه ايمان آورديد ، بحقيقت و دل هم ايمان بياوريد ) براى منافقين است و بيشتر مفسّرين چنين گفتهاند .
( فمن اقام هذه الشروط )
زيرا خداوند متعال ميفرمايد ( آنها راستگويانند ) يعنى در ادعاى ايمان و پيروى حق ، و راستگوئى در ادعاى ايمان را در آنها منحصر فرموده ، و مقصود از اداء انجام كارهائيست كه در مسير ايمان خدا بر بندگانش واجب فرموده ،
( من روح الايمان )
كلمه ( من ) يا براى بيانست ، يا تعليل ، و
( خبيث و طيّب )
يعنى اولا آنان را بايمان ستوده سپس پارهاى از آنها را بد سرشت و برخى ديگر را پاك گوهر ناميده ، ( مفتن ) يعنى گمراهكننده .
31 - مردى بر حضرت صادق عليه السّلام وارد شد ، حضرت فرمود اين مرد از كدام دسته است ؟ عرضكرد از دوستان و وابستگان شما ، حضرت فرمود : خدا بندهاى را دوست ندارد مگر اينكه به او بهپيوندد و به دو نپيوندد مگر اينكه بهشت را بر او واجب سازد ، سپس به دو فرمود تو از كدام دوستان مائى ؟ مرد سكوت كرد ، در اينجا سدير به آن حضرت عرضكرد مگر دوستان شما چند دستهاند ؟ فرمود سه دسته يك دسته ما را آشكارا دوست ميدارند و در باطن نه ، دسته دوّم ما را در باطن دوست ميدارند و آشكارا نه ، و دسته سوم هم آشكارا و هم در باطن ما را دوست ميدارند و اينها بالاترين طبقاتند در دوستى ما ، از چشمه گوارا نوشيده و تأويل قرآن ، و فصل الخطاب ، و سبب الاسباب را دانستهاند ، پس آنان بالاترين طبقاتند ، فقر و تنگدستى ، و اقسام گرفتاريها بدانها شتابانتر باشد از دويدن اسبها ، سختى
هامش
( 1 ) مجمع البيان ج 3 ص 74 .