باشد و در اين صورت نيازى به تقدير كلمه ( احدى ) نداريم ، و اشدّها مبتدا و مؤمن خبر مىشود ، و حضرت از جمله اوّل چنين تعبير فرموده تا سختتر بودن آن را بفهماند ، سپس جملات بعدى را بر آن عطف فرموده و گويا اين عطف از قبيل عطف بمعنى است ، و تمام احتمالات گذشته جهت صحت دارد ، ولى اينكه بگوئيم مؤمن ، بدل اشدها ، است بهتر است .
( يقول قوله )
يعنى آن مؤمن حسود بمذهب اين مؤمن عقيده دارد ، و ادعاى تشيّع مىكند ، ولى مؤمن كامل نيست ، و حسد بر او غلبه كرده ،
( او منافق يقفو اثره )
يعنى در ظاهر از اين مؤمن پيروى مىكند ، گرچه در باطن منافق است ، يا اينكه عيبهاى اين مؤمن را پىگيرى مىكند تا براى مردم نقل كند و اين توجيه روشنتر است ، ( او شيطان ) يعنى شيطان جنّ يا اعمّ از جن و انس ( يغويه ) يعنى ميخواهد با وسوسههاى باطل او را از راه حق منحرف سازد چنانچه خداوند از قول شيطان نقل مىكند : من بندگانت را از راه راست كه شرع و آئين تو است گمراه گردانم « 1 » و در جاى ديگر ميفرمايد : و همچنين ما هر پيغمبرى را از شيطانهاى انس و جنّ دشمنى در مقابل برانگيختيم كه آنها برخى با برخى ديگر سخنان آراسته ظاهر فريبنده اظهار كنند « 2 » و نيز در آيه ديگر ميفرمايد :
( و بدانيد كه ) اهريمنان سخت بدوستان خود وسوسه كنند تا با شما بجدل و منازعه برخيزند و اگر شما هم از آنان پيروى كنيد مانند آنان مشرك خواهيد شد « 3 » .
و ممكن است كسى يغويه را بتشديد غين از باب تفعيل بخواند ، يعنى شيطانى كه او را بگمراهى نسبت دهد ولى اين توجيه بعيد است ،
( او كافر يرى جهاده )
يعنى جهاد با او را لازم مىبيند ، و بهر گونهاى بتواند به او زيان مىزند ،
( فما بقاء
هامش
( 1 ) سورهء اعراف آيه 16 .
( 2 ) سورهء انعام آيه 112 .
( 3 ) سورهء انعام آيه 121 .