او را كشتند ، همچنان كه اين خبر نيز احتمال بازگشت ضمير در
( فَوَقاهُ )
را بموسى ردّ مىكند ، ( لقد بسطوا عليه ) يعنى دستهايشان ، در قاموس گويد بسط يده يعنى دستش را كشيد و امتداد داد ،
وَ الْمَلائِكَةُ باسِطُوا أَيْدِيهِمْ
، يعنى فرشتگان بر آنها مسلّطند ، همچنان كه ميگويند بسطت يده عليه يعنى بر او تسلّط يافت ، و در بعضى از نسخهها
( سطوا عليه )
نوشته شده در قاموس گويد سطا عليه ، يعنى بر او جست ، يا با يورش بر او چيره شد ، پايان سخن قاموس .
و ( ما ) در فرمايش حضرت
( ما وقاه )
موصوله است يا استفهاميّه است ، و در قاموس گويد فتنه بكسر فاء گمراهى ، و گناه ، و كفر ، و رسوائى ، و گمراه ساختن است ، و فتنه ، يعنى او را در فتنه افكند ، همچون فتّنه و افتنه ، و اسم مفعول آن مفتّن و مفتون ، و فتنه هم لازم است و هم متعدّى و در اين جهت همچون افتتن است .
2 - على بن ابراهيم از . . . از ابى جميله گزارش كند كه حضرت صادق عليه السّلام فرمود : در وصيّت حضرت امير المؤمنين عليه السّلام باصحابش ، چنين است :
بدانيد قرآن رهنماى شب و روز است ، و روشنائى شب تاريك است ، ( منظور از شب تا روزگار سختى و بلاست ) كه تاريكيش از مشقّت و ندارى است ، پس هر گاه بلائى رسد اموالتان را فداى جانتان كنيد ، و اگر بلاى مهمترى رسيد كه با دادن مال بر طرف نشد ، جانتان را فداى دين خود سازيد ، پس بدانيد نابود كسيست كه دينش نابود شود ، و غارتزده آنست كه دينش چپاول شود ، بدان ، بعد از بهشت ديگر فقرى نخواهد بود ، و بعد از دوزخ بىنيازى نيست ، آن دوزخى كه اسيرش آزادى ندارد ، و نابينا و زيانديدهاش بهبودى ندارد « 1 » .
تبيين :
( هدى اللّيل و النّهار )
از باب اضافه مصدر بظرف زمانست ، و بقولى احتمال دارد كه شب و روز كنايه از حق و باطل باشد همچنان كه خداوند متعال ميفرمايد : و راه خير و شرّ ( و حق و باطل ، بهشت و دوزخ ) را به او
هامش
( 1 ) كافى ج 2 ص 216 .