من عرضكردم فدايت شوم من در مجالس و محافل اين قوم ( مخالفين ) حاضر ميشوم و شما را در دل خود ياد ميكنم پس چه چيز بگويم ؟ فرمود اى حسين « 1 » هر وقت بمجالس آنها رفتى بگو بار خدايا خوشى و شادى را بما بنما ، چون تو بياورى هر چه بخواهى « 2 » .
بيان :
( فانك تأتى على ما تريد )
يعنى خدا شادى و سرور در دينت را به تو نشان ميدهد يا ثواب آنچه را كه تو ميخواهى كه پيروزى ظهور دين حق باشد به تو عنايت مىكند .
باب 22 در اينكه خداوند متعال هر كه را دوست داشته باشد دين حق و ايمان و تشيع را به دو عنايت فرمايد ، و اينكه دين برادرى ، بردار نيست ، و در ترك دعوت مردم بسوى دين
1 - محمد بن يحيى از . . . از عمر بن حنظله روايت كند كه حضرت صادق عليه السّلام به من فرمود : اى ابو الصّخر خداوند دنيا را بدوست و دشمنش ميدهد ولى اين امر ( تشيّع ) را نميدهد مگر بافراد زبده از مخلوقاتش ، شما به خدا بر دين من و دين پدران من ابراهيم و اسماعيل هستيد ، مقصودم على بن الحسين عليه السّلام و محمد بن على عليه السّلام نيستند ، گر چه اينان هم همدين آنانند « 3 » .
تبيان :
( من يحبّ و من يبغض )
يعنى آن كس را كه خدا دوست ميدارد و
هامش
( 1 ) در اول حديث اسم راوى را حسن نقل كرده ولى در آخر حديث در فرمايش امام نام او را حسين ميگويد و ظاهرا حسين اشتباه باشد .
( 2 ) امالى طوسى ج 1 ص 53 قسمتى از يك روايت .
( 3 ) كافى ج 2 ص 215 .