آن را گويند كه سرشت و ذات آن چيز بر آن آفريده شده و نماينده و پيش قدم است و گويد حبّذا الامر يعنى آن امر دوستداشتنى است ، مجموع حبّ و ذا را يك كلمه قرار دادهاند بنا بر اين حبّذا اسم است و ما بعد خود را رفع داده و ذا هميشه همراه حبّ است و هيچ گاه تغيير نميكند همچون مثل كه ميگويند مثلها تغييرپذير نيستند به همين جهت در مؤنث هم ميگويند حبّذا و حبذه گفته نميشود جمله
لو لا ان يتعاظم
الناس يعنى اگر نه اين بود كه مردم اين عمل را بزرگ ميشمردند و باعث مىشود كه در مورد دوستان ما غلوّ و زيادهروى كنند ، و در قاموس گويد قبل بضمّ قاف و باء و قبل بضم قاف و فتح باء بر وزن صرد و قبل بكسر قاف و فتح باء بر وزن عنب يعنى آشكارا و روبرو ،
ممّن خالفه
، يعنى اگر چنانچه مخالفين ما عملى انجام دهند و سزاوار پاداشى گردند صرف نظر از آنچه كه خداوند بشيعيان تفضّل مىكند پس گويا براى او يك اجر است و اين اجر براى شيعهاى كه ساكت باشد ثابت است ،
اجر المجاهدين
يعنى همچون پاداش مجاهدين در غير حال برابرى با دشمن ،
و فتح ابصاركم
يعنى ديدگان دلهاى شما را باز نمود .
نظر ما : علّت اينكه اين روايت را چند بار نقل كرديم اولا بخاطر اختلاف زيادى كه از نظر جملات و مطالب در نقلهاى مختلف آن بود و بعد به جهت بهرههاى زياد آن ، و قبل از اين در بابهاى فضائل حضرت امير المؤمنين عليه السّلام و در باب حوض كوثر و شفاعت و حالات قيامت امتيازات زيادى براى شيعيان ذكر كرديم .
بحار الأنوار (ج65) (شيعه در پيشگاه قرآن و اهل بيت ع) (فارسى) — صفحة 120
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٢٠