انفراد مال اخوهء مادرى و ثلث آن ، در صورت تعدد ، به طور مساوى - مطلقاً - مىباشد و بقيهء آن مال بقيهء آنان مىباشد كه مرد دو برابر زن ارث مىبرد .
مسأله 25 - اگر يكى از زوجين با اخوهء ابوينى يا پدرى و جدودهء پدرى و جدودهء مادرى با هم باشند ، براى يكى از زوجين سهم بيشترش است و ثلث تركه مال جدودهء مادرى است و مطلقاً به طور مساوى مىباشد و بقيهء آن مال بقيهء آنان مىباشد كه مرد دو برابر زن ارث مىبرد .
مسأله 26 - اگر يكى از زوجين با اخوهء ابوينى يا پدرى و اخوهء مادرى و جدودهء مادرى و جدودهء پدرى با هم باشند ، براى يكى از زوجين سهم بيشترش است و ثلث آن مال كسى است كه به واسطهء مادر قرابت دارد و مطلقاً به طور مساوى مىباشد . و بقيهء آن مال بقيهء آنان مىباشد كه مرد دو برابر زن ارث مىبرد .
در اينجا چند امر است :
اول : اولاد اخوه در حكم اولاد اولاد مىباشند
در اينكه با وجود يكى از اخوهء پدرى يا مادرى و لو اينكه دختر باشد ، اولاد اخوه ارث نمىبرند و لو اينكه از پدر و مادر باشند .
دوم : اولاد اخوه ،
ارث كسى را كه به واسطهء او قرابت پيدا مىكنند مىبرند ؛ پس اگر يكى از اخوهء مادرى وارثى را به جا بگذارد ، مال به عنوان فرض و رد ، در صورتى كه يكى باشد مال او مىباشد و در صورتى كه متعدد باشند به طور مساوى تقسيم مىشود . و اگر از يكى از اخوهء پدرى وارثى به جا مانده باشد ، مال در صورت انفراد مال او است و در صورت تعدد بين آنها تقسيم مىشود كه مرد دو برابر زن ارث مىبرد . و اگر اولاد از اخوهء متعدد ، مادرى باشند ، پس چارهاى نيست از فرض حيات واسطهها و تقسيم مساوى بين آنان ، سپس سهم هر يك بين اولادشان به طور مساوى تقسيم مىشود . و اگر اولاد از دو خواهر - يا بيشتر - ابوينى يا پدرى در صورت نبود ابوينى باشند مانند فرض سابق است ، ليكن مرد دو برابر زن ارث مىبرد . و اگر اولاد از پسران ابوينى يا پدرى يا از پسر و دختر ابوينى يا پدرى باشند ، چارهاى از فرض زنده بودن واسطهها و تقسيم بين آنها به طورى كه مرد