ابن طاووس كه خود المجدي مبسوط را روايت مىفرمايد دوباره از المجدي به
مبسوط تعبير نمىفرمايد - ولى از آنجا كه خود عمرى در مقدمه مىفرمايد : " فإنه
نشأ فيه وشجر " قطعا " پيش از سال 443 كتاب مشجرى را هم تأليف وترسيم فرموده
بوده است .
وبه هر صورت در سال 443 كه بمصر سفر كرده است مردى مشهور وبعنوان
نسابه معروف ومورد قبول بوده وبه تصريح خودش زحمات فراوانى در جمع
انساب تحمل كرده بوده است كه نتيجة يا نمودارى از آن را به مجد الدولة ارائه
داده ودر آن باب با أو مذاكره كرده است كه : " ذاكرني يعنى مجد الدولة فيما
أتعبت فيه فكرى ، وأفنيت في جمعه عمري واستفدته ( 1 ) من نقلي " ص 4 متن حاضر .
وطبعا در اين زمان مردى جوان وحتى ميانسال نبوده است زيرا عبارت " وأفنيت
في جمعه عمرى " مفيد ومؤيد ومؤدى اين معنى است وعادة جوان يا شخص كمتر
از چهل پنجاه سأله چنين تعبيرى از خود وكار خود نمىكند وأساسا نيز جوان
نورسى ويا مرد كم سن وسالى به چنان محافل ومجالس وملاقاة ومذاكره با صدور
وأكابر مملكت دسترسى نداشته است وبه ملاحظه همين حيثيت اجتماعي وحشمت
علمي كه أبو الحسن عمرى داشته است أبو طالب محمد بن مجد الدولة تأليف
كتاب مختصرى را در انساب طالبيه به أو تكليف مى كند وبديهي است چنين تكاليف
معمولا به كساني كه در فن خاصي سر آمد اقران خود باشند ارجاع مىشود .
تا اينجا اگر مقدماتى كه به عرض رسيد صحيحا " ترتيب يافته باشد بدين نتيجة
مىرسيم كه أبو الحسن عمرى احتمالا در سالهاى بين 387 تا 390 متولد شده
هامش
( 1 ) بعيد نيست كه اين كلمه " واستنفدته " باشد از نفد ونفاد ، يعنى هر چه را شنيده
بودم در كتابهايم تمام كرده ، چون در نسخه ( خ ) قبل از فاء احتمال يك دندانه ميان
" ة وف " داده مىشود با اين همه اين فقط يك احتمال وحدس ضعيف است .