126 - ابو الفتح بستى [ درگذشته 400 ه ]
126 ، 1 - حكيم شاعر بود از لشكريان ملوك سامانيه و نديم امير خلف بن محمد بود ، پس امير ناصر الدين سبكتگين طلب خدمت او نمود ، و ابو الفتح گفت : مرا نزديك خود مساز مگر بعد از آنكه تجربه كنى ، به درستى كه تجربه بر طرف مىسازد شبهه را . تا روزگار سلطان محمد بن محمود زندگانى كرد و اين سلطان برو ستم « 1 » بسيار روا داشت .
126 ، 2 - بعضى گفتهاند كه : او كاتب بايتوز صاحب بست بود « 2 » ، و امير سبكتگين طلب حضور او نمود ، و كاتب سلطان محمود بود مدتى بعد از آن او را گذاشته به خراسان رفت ، و در ما وراء النهر متوفى شد .
او را اشعارست به عربى و مضمون بعضى از ابيات به فارسى اين است كه :
126 ، 3 - هر كارى را وقتى مقدر است از براى آن كار كه در غير آن وقت صورت نمىبندد ، و هر چيزى را حديست و ميزانى كه به غير آن حد دانسته و سنجيده نمىشود ، پس در طلب چيزى كه مطلوب تست تعجيل مكن كه پخته شدن ماده پيش از بحران ستوده نيست .
126 ، 4 - اى عالم پسنديده سيرت بشارت باد ترا كه رياض خاطر تو به غير آب سرسبز و شاداب است ، و اى خادم جسم « 3 » [ 116 - ب ] خدمت آبيارى آن مكن تا طالب فايده نباشى در چيزى كه در آن نقصان است .
هامش
( 1 ) - متن : و خلع عليه هذا السلطان مرارا .
( 2 ) - اساس : كاتب با صدور و صاحب نسبت بود ، د : كاتب ناسورو . . .
( 3 ) - اساس : و اى جام جم .