92 - ابو النفيس [ سدهء پنجم هجرى ]
92 ، 1 - نوادر فلاسفه را به از همه كس يادداشت .
92 ، 2 - گفتند او را كه : چگونه ديدى زمان را ؟ گفت : مىبخشد كسى را كه ازو مىستاند « 1 » ، و مىستاند از كسى كه مىبخشد ، چون اطفال در وقت بازى .
92 ، 3 - و گفت : بعضى از حكماى پيشين گفتهاند : مال به جهت بقا و دوام محبوب است ، هرگاه كه قوت تمييز نفس سستى پيدا كرد توهم بقا در عالم فنا او را باعث طلب كثرت مال مىشود .
92 ، 4 - و گفت : در تندى فوت مطالب است ، و در لجاج نقصان مراتب ، و در عجب حيرت غالب ، و در كاهلى سستى .
92 ، 5 - و او را اشعار در عربى بسيارست .
92 ، 6 - بعد از آن گفت : غمهاى سينهها و ايذا رسانندهء دلها و وسواسكنندهء خاطر نيكان ازين سياهى كه پوشيده است زمين را در بردارد آفات زمانى را ، هر يك را متعلق دار [ د ] ، و فكر خود را در مايهء خود كه همراهى مىكند ، فكر ايشان تا جائى كه منظور ايشانست ، و دستگيرى مىكند ايشان را ، و مىكشاند به سوى چيزى « 2 » كه سكون ايشان
هامش
( 1 ) - د : ازو ستاند .
( 2 ) - د : به سوى خير كه .