( 1 : 44 ) آمده است . ريوو ( ص 6 ) در تاريخ فلسفه مىنويسد كه اين دفتر كم و كاستى دارد و پارهاى از بخش هفتم آن در دست نيست و آشفتگى هم در آن هست و تنها يك نسخه از آن به دست ما رسيده است .
اين دفتر را او چنان كه خود ميگويد براى بانويى افلاطونى به نگارش در آورده و به دو ميگويد كه من در آن هم سرگذشت و هم پندار و انديشهء فيلسوفان را آوردهام و گر نه كارم مانند « جغد به آتن بردن » ( زيره به كرمان بردن ) مىشده است .
( بند 47 دفتر سوم در سرگذشت افلاطون ص 318 ج 1 و ص 26 ديباچهء آن در ترجمهء انگليسى و ص 178 ج 1 ترجمهء فرانسوى ) .
4 - روش كار او
ديوگنس خود از گروه سپتيكوس است كه آنها را در شمار گروههاى ديگر از يونانيان و ايتاليائيان نمىآورد و در اين دفتر از دستهها و گروهها كه مىشناسد ياد مىكند ولى از پيدايش ( كسموگنى ) انديشهء آنها و چگونگى باليدن آن سخن نمىراند و نمىگويد كه اين انديشهها در يكديگر چه رخنه و نفوذى داشتهاند .
ما با اين دفتر با دورنمايى از دانش و خوى و رفتار دانشوران يونانى و زندگى اجتماعى آن سامان آشنا مىشويم و همچنين با پندارهاى ناسازگار قيروانيها ( سيرنائيك ) و اپيكورسىها اگر چه او را زودباور و افسانه دوست نوشتهاند ( ادواردز ) .
او نگارشها و نوشتههاى فيلسوفان را نيز فهرست ميدهد و سفارشها و پندها و نامههاى آنان را نيز مىآورد .
شالودهء كار او چنين است :
1 - نام فيلسوفان را مىآورد و رگ و ريشه و تبار هر يك را