52 ، 2 - و او را در تحقيق وجود و شرح اين نام ، رسالهايست به غايت لطيف ، و از آنجا معلوم مىشود كه در الهيات مهارت تمام داشته ، و رسالهء ديگر دارد در علم اكسير ؛ و شيخ الرئيس آن رساله را در مصنفات خود ذكر نكرده است مگر در كتاب مقتضيات السبعة .
52 ، 3 - ابو عبد الله گفت : بر تست كه بحث و تفتيش كنى از جوهر نفس شريف ، و چيزى را كه از فوت آن ترسى ذخيره مساز ، عرفان حق را بر حق اختيار مكن .
53 - يحيى نحوى ديلمى اسكندرانى
53 ، 1 - كه ملقب به بطريق بود و از قدماى نصرانيان بود ، و فيلسوف .
ابو على در حق او گفت كه يحيى خود را از نصارى ظاهر ساخت « 1 » از براى آنكه كتابى تصنيف نمود در رد سخنان افلاطون و ارسطو ، وقتى كه نصارى ارادهء كشتن او كردند .
53 ، 2 - و امام غزالى ايراد كرده است بسيارى از تساقط او درين كتابها « 2 » . و او را محب التعب نام نهاده بودند از براى كد او در طلب علوم و تحقيق ماهيات اشياء . و او را تصانيف بسيارست ، و خالد بن يزيد طب را ازو آموخت . و بعضى گفتهاند كه يحيى نحوى اسكندرانى در ايام معاويه و عثمان مشغول گشت به مطالعه كتب اوايل و تبحر درين كتابها از فلسفه و طب ، و طبيب گردانيد ، اين هر دو را و خدمت [ كرد ] ايشان را « 3 » و خالد بن يزيد ازو فراگرفته بود
هامش
( 1 ) - متن 2 : 21 هو المموه على النصارى ( او فريبندهء ترسايان است ) .
( 2 ) - متن :
و اكثر ما آورده الغزالى فى التهافت من تلك الكتب .
( 3 ) - متن : وقد طبهما و خدمهما ( طبابت كرد و خدمت كرد هر دو را ) اساس : هر دو را خالد بن يزيد .