حبس تصنيف كرد مسائلى را كه منسوب است به او ، و كتب ارسطو و افلاطون را تفسير نمود . پس جاثليق در صدد عذر خواهى در آمد ، عذر او را قبول ننمود ، و تبعيت نكرد و مشغول شد به نشر علوم ، و گفت : هر زمانى را مناسبت « 1 » است به علمى و عادتى و صنفى از انسان .
39 ، 3 - و گفت : كسى كه از خوارىها و مذلتهاى دنيا ترسد كسب سعادت آخرت نمىتواند نمود .
40 - اسحاق بن حنين [ 215 - 298 ه ]
40 ، 1 - از ندماى مكتفى بالله بود . روزى مكتفى بالله او را طلبيد تا طالعى به جهت ولى عهد ساختن پسر خودش اختيار كند . اسحاق گويد كه تأمل طالع « 2 » مكتفى كردم ، عاشر او را در ثالث طالعش يافتم ، پس حكم كردم كه : امر خلافت بعد ازو برادر او را خواهد رسيد ، و چنان شد كه گفته بود ، مقتدر بعد ازو بر جاى او نشست .
40 ، 2 - و اسحاق را تصانيف بسيار است . غالب علوم او احكام و طب بود .
40 ، 3 - و گفت عباس وزير خليفه را : كسى « 3 » كه متصدى نگاه داشت مردمان و متكفل نظام مهام ايشان گردد زبانها او را به مدح و ذم ياد مىكنند « 4 » ، پس تو جهد كن در ذات خود ستوده و پسنديده باشى نه به حسب غرضهاى مردمان . و اسحاق « 5 » نيكو اسلام بود ، مكتفى او را با وزير خود عباس شريك گردانيد در بيعت پسر خودش « 6 » .
هامش
( 1 ) - اساس : مناسب .
( 2 ) - اساس : طالع يك هفته كردم .
( 3 ) - اساس : كسى را .
( 4 ) - د : مىكند .
( 5 ) - اساس : و الحق .
( 6 ) - اساس : عباس مشرك گردانيد در تبعيت پسر خودش .